تبليغاتX
امپراتور وبلاگ تلویزیونی و سینمایی

((افسانه جومانگ)) سریال هر روزی نوروز۸۸ جومانگ

به گزارش ایسنا: سریال افسانه جومانگ در حالی قراراست هر روز در نوروز از شبکه3 سیما پخش شود که تا کنون20 قسمت آن

روی آنتن رفته است افسانه جومانگ قرار است از۳۰اسفندهر روز ساعت۱۸:۳۰ روی آنتن برود و ساعت۱۵:۱۰ روز بعد

تکرار شود علیرضا باشکندی مدیر دوبلاژ افسانه جومانگ درباره روند دوبله این سریال با توجه به تغییر چگونگی پخش آن

به ایسنا گفت تا کنون24 قسمت را دوبله کرده ایم اما با توجه به پخش هر روزه آن در نوروز8 جلسه دیگر برای دوبله

قسمت های بعد در نظر گرفته ایم..........................

نظر شما در این رابطه چیه؟ آیا با این روند پخش که شبکه3 سیما در نظر گرفته موافقید؟

آن هم در نوروز با اون ترافیک پخش فیلم و سریال آیا انجام چنین کاری لازم بود؟..........جومانگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 8:37  توسط سجاد طواف  | 

به کارگردانی مهران مدیریمهران مدیری

(مرد دو هزار چهره از نیمه گذشته است)

در پی موفقیت سریال مرد هزار چهره که ایام نوروز امسال از شبکه سوم سیما پخش شد این شبکه تصمیم گرفته ادامه این سریال را برای پخش در ایام نوروز

آماده کند سال گذشته بود که سادگی های یک شخصیت تلویزیونی به نام مسعود شصت چی از یک طرف و خوش شانسی او از طرف دیگر باعث شد که در

بین مخاطبان مشکل پسند این سال های تی وی جا باز کند و همه به او روی خوش نشان بدهند

در این روزهای پایانی سال گروه فیلم وسریال شبکه سوم سیما مشغول آماده کردن سری دوم این سریال موفق با نام مرد دو هزار چهره است

مهران مدیری که همچنان کارگردانی و بازیگری آثارش را عهده دار است در روزهای باقی مانده تا سال جدید مشغول آماده کردن این سریال برای پخش است

تا کنون بیش از 50 درصد کار جلوی دوربین رفته است اگر در سریال مرد هزار چهره مسعود شصت چی در موقعیت های مختلفی چون شاعر جراح و

افسر نیروی انتظامی قرار می گرفت در سریال مرد دو هزار چهره قرار است او در5 موقعیت مختلف دیگر قرار گیرد تا مخاطب را با خود همراه کند

مانند سری اول خود مهران مدیری ایفاگر نقش اول این سریال خواهد بود بجز او بازیگران دیگری چون سیامک انصاری/ پژمان بازغی

سحر جعفری جوزانی/ سحرزکریا/ رضا فیض نوروزی /هادی کاظمی/ سپند امیر سلیمانی/ امید روحانی/ کیهان ملکی

غلامرضا نیکخواه/ محمد رضا هدایتی/ شقایق جودت/ فلامک جنیدی و غیره.....................

به ایفای نقش می پردازند و با توجه به نوع شخصیت پردازی در فیلمنامه و این که هنوز بخشی از کار تصویر برداری باقی مانده بازیگران دیگری نیز در

ادامه کار اضافه خواهند شد کا نگارش فیلمنامه مرد دو هزار چهره امسال به عهده خشایار الوند/ محراب قاسمخانی و امیر مهدی ژوله است

و از غایبان اصلی این سریال که خیلی هم بحث برانگیزه نبود مرد اول فیلمنامه نویسی مهران مدیری یعنی پیمان قاسمخانی که بر خلاف همیشه یار

همیشگی اش را در این راه همراهی نمی کند و کل کار نگارش فیلمنامه مرد دو هزار چهره امسال به عهده خشایار الوند است

این سریال در15 قسمت تهیه خواهد شد و بقیه عوامل کارتقریبا همان عوامل همیشگی که با مدیری کار می کنند هستند

و کار تصویر برداری این سریال در لوکیشنی در ولنجک ادامه دارد مهران مدیری

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 10:37  توسط سجاد طواف  | 

پژمان بازغی در مرد دو هزار چهرهپژمان بازغی

پژمان بازغی این بازیگر بسیار دوست داشتنی این روزها مشغول بازی در مجموعه تلویزیونی مرد دو هزار چهره به کارگردانی

مهران مدیری است ،مدیری پس از کارگردانی مجموعه های نوروزی جایزه بزرگ و مرد هزار چهره سومین مجموعه نوروزی

خود را با نام موقت مرد دو هزار چهره اوایل دی ماه کلید زده است..........

باید ببینیم این کار مهران مدیری عزیز مثل کارهای قبلیش مورد محبویت عام بینندگان قرار میگیرد

یا اینکه به دستگاههای دولتی و افراد سیاسی جامعه بر می خورد که مثل اداره ثبت و احوال شیراز که گویا خیلی از واقعیت های

تلخ جامعه را نشان داده بود به ریش و قبایشان برخورده بود و از مدیری بی جهت شکایت کرده بودند.................

و به یاد اون دیالوگ معروفش در دادگاه در سریال مرد هزار چهره که میگفت

چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی من بی دفاعم.............

من شریف تربیت شدم من شریف بزرگ شدم.............

نه کسی منو می شناخت نه کسی بنده رو میدید نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر.............

همه سهم من از زندگی کار کردن در زیرزمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها...........

من ساده بودم من مقاومت کردم تا حد توانم اما توانم کم بود من به همه احترام میذاشتم...............

من شروع کردم به بازی کردن و من شروع کردم به سرگرم شدن........................

من اشتباهیم، من از همون اولم اشتباهی بودم............... پژمان بازغی

نوشته شده توسط: سجاد طواف

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 9:46  توسط سجاد طواف  | 

jumong6امیدوارم اولین بار باشه که این عکس ها رو میبینید و از دیدنش لذت ببرید برای دیدن بقیه عکس ها ادمه مطلب رو از دست ندید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 10:16  توسط سجاد طواف  | 

به بهانه تمام شدن سریال زیبای آخرین دعوت

در مورد تیتراژ پایانی سریال آخرین دعوت

چی بود چی شد؟کی بود کی شد؟

زمستان سال گذشته مهران رسام به فکر تولید یک قطعه پاپ برای تیتراژ پایانی سریال آخرین دعوت افتاد او فرزاد حسنی را که قرار بود یکی از بازیگران سریال هم باشد به عنوان ترانه سرا وآرمان موسی پور سازنده موسیقی متن آخرین دعوت را به عنوان سازنده

این تیتراژ انتخاب کرد همفکری رسام و موسی پور وحسنی در نهایت باعث شد محمد علیزاده به عنوان خواننده این تیتراژ انتخاب

شود خلاصه کلوم به قول حسنی سرتونو درد نیارم علیزاده ترانه ایی که اسم اون حلالم کن نام داشت رو خوند و مورد مقبول مدیران

شبکه دوم سیما قرار نگرفت و تلاش های تهیه کننده برای حفظ علیزاده هم بی نتیجه ماند مسئولان شبکه دو محمد اصفانی را خواننده

مناسب تری تشخیص دادند اما این بار فرزاد حسنی علاقه ایی نداشت تا ترانه حلالم کن که اساسا برای علیزاده سروده شده بود را

خواننده دیگری بخواند و از سوی دیگر اصفهانی هم عنوان کرد با قسمت هایی از این ترانه ارتباط برقرار نکرده است در نهایت

عبدالجبار کاکایی روی آهنگی که محمد علیزاده یکی از سازندگان آن بود ترانه جدیدی نوشت و محمد اصفهانی آن را در استودیو پاپ

اجرا کرد حالا تصمیم با شماست به نظر شما بین این دو ترانه ایی که در پایین نوشته شده به کدام یکی از این دو خواننده بیشتر

می آید:

ترانه پخش شده: عبدالجبار کاکایی

بمون با من گل تشنه ببین دل بستن آسونه

ولی دل کندن عاشق مث دل کندن از جونه

چراغ گریه روشن کن شب دلشوره وا رفتن

کنار این شب زخمی بمون با من بمون با من

ببین امشب به یاد تو فقط از گریه میبارم

حلالم کن تو می دونی دل بی طاقتی دارم

تماشا کن صدایی که به دست بادها دادی

تماشا کن چراغی که به تاریکی فرستادی

میون رفتن و موندن کنار تو گرفتارم

تن بی سر سر بی تن نگو دست از تو بردارم

اگه بعد از تو می مونم اگه بعد از تو می پوسم

خداحافظ خداحافظ تو را با گریه می بوسم

ترانه پخش نشده: فرزاد حسنی

حلالم کن دم رفتن کمی بعد از پشیمونی

تو آوار نگاهی که تو هم با ما نمی مونی

مسیر موندن و رفتن یکی بود و جدا شد باز

تو پایان منو دیدی جدایی سخته ازآغاز

حلالم کن غریبونه خیالم با تو می مونه

حلالم کن غریبی که برات دل کندن آسونه

حلالم کن به خونی که غروب از خاک می جوشه

حلالم کن به نوزادی که شیر از تیر می نوشه

مگه می شه کنارت موند؟هنوزم عشق بد حاله

صبوری هم کم آورده خود شمشیر می ناله

حلالم کن به زخمایی که لب واکرده می خنده

حلالم کن به عشقی که به چشمای تو پایبنده

کدامیک را می پسندید: عبدالجبار کاکایی باصدای اصفهانی

یا فرزاد حسنی با صدای علیزاده

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 9:37  توسط سجاد طواف  | 

  قسمت شانزدهم : به خاطر ولیعهدی به جومونگ کمک میکنم  

سوسونو طرح جومونگو میبره توی شورای که با براورد هزینه بهش میگند صرف نمیکنه و به خطرش نمی ارزه

تسو هم به حرفهای جومونگ فکر میکنه و پیش خودش میگه حالا دیگه باید از جومونگ هم بخوریم  و به نارو میگه برو سریع بگو یون تابال و سوسونو بیاند اینجا کارشون دارم

سوسونو موافقت باباشو میگیره و به جومونگ میگه خوب اجازه صادر شد حالا مطمئن هستی که اونجا نمک هست که جومونگ میگه پدر بزرگم اون زمان که شرکت حمل ونقل داشته یه چیزهای در این مورد شنیده سوسونو هم به خاطر جومونگ میگه جهنم برو بارو بندیلو ببند .

همین موقعه ناور میاد اونجا و میگه شازده باهات کار داره بیا برو قصر . سوسونو هم جلوی جومونگ جو میگیردش و احساسی میشه و میگه برو با شازده بگو چه خبره هی منو احضار میکنه من الان گرفتارم نارو میگه ناراحت میشه که سوسونو میگه به درک برو بهش بگو

یون تابال که میدونه سوسونو  کله اش باد داره و ممکنه دست گل به آب بده به سایونگ میگه تو هم باهاشون برو سایونگ هم میگه ما باید از سرزمین هنگ این رد بشیم دفعه قبل حالشون را گرفتیم  اگه دیدنمون تلافی میکنند که یون تابال میگه مرد باش نترس .اوته هم به سایونگ میگه نترس من هم میایم و به یون تابال میگه من باید برم چون سوسونو بچه است و ممکنه جو گیر شه و کاری دست همه مون بده مثل دفعه قبل که یون تابال میگه می خوام بچه مو مرد کنم تو نمیخواد بری باید ببینم مرد عمل هست یا نه

اوته به سایونگ میگه من نگران سوسونوام تو برو با رییس حرف بزن نظرشو عوض کن سایونگ میگه یه کاروان با اون همه آدم دارند میرن تو نگران سوسونویی نکنه دوستش داری و از این حرفها که اتوه میگه نه خیر من از بچگی مراقبش بودم و برای این نگرانم

جومونگ هم میره پیش همقطاریهاش و بابت زحمات تشکر میکنه اونهم خیلی خوشحال میشند که جومونگ میگه پس بلند شین بارو بندیلو ببندیم که باید بریم سفر وبه همین کمکهاتون نیاز دارم . اونها که بدجور توی ذوقشون خورده دادشون در میاد که فقط اویه خوشش میاد بره سفر

جان نثار خان هم به تسو میگه سوسونو گفت که فعلاً آتیش به سرم میباره و گرفتارم که تسوهم از جسارت سوسونو خوشش اومده میخنده و میگه چه دختر کله شق و با غروری خوب بعداً خودم من میرم پیشش

سایونگ هم به سوسونو میگه من هنوز میگه نباید بریم اصلاً کی بهت گفت بریم گوسان سوسونو میگه جومونگ گفته یعنی اون گفته ولی خوب من هم فکر کردم دیدم به نفعمون تصمیم گرفتم بریم سایونگ هم خنده اش میگیره و برای سوسنو دو دوتا چهارتا میکنه و میگه درسته اگه نمک بدست بیاد اولش برای ما خوبه ولی اونوقت مشکل نمک بویو حل میشه و دیگه معلوم نیست با ما کار میکنند یا نه . الان نمک برای ما حکم برگ برنده است اینطور ما میتونیم بر بویو پیروز بشیم و بعداً خود شما مسئول کشورمون میشید که سوسونو قبول نمیکنه

شب جومونگ میره به قصر که میبینه موسونگ ، مودوک یه جای خلوت گیر اورده داره حالی به حولی میکنه

که زود میره جلو  و یه موسونگ میگه شما دیگه چه آدمهایی هستین اخه با خواهرتم اره که موسونگ میگه تو اینقوت شب چی میخوای اومدی اینجا اخه کی گفت ما باهم خواهر و برادریم ما که خواهر و برادر نیستم مودوک همینطوری به من میگه بردار جومونگ هم  شروع به نصیحت میکنه که موسونگ میگه تو که خودت در این امور اسطوره هستی خواهشن چیزی نگو

جومونگ پیش مامانش میره و مودوک سریع باریک میکنه میره .جومونگ موضوع سفر به گوسان را میگه که یوهوا میگه من یه چیزی از پدر بزرگم گفتم تو هم باورت شد که جومونگ میگه تحقیق کردم صحت داره صبر کن چند روز دیگه نمکو که اوردم میبینی بابات چقدر خوشحال میشه جومونگ میخواد بره که یوهوا حقله ای که هئ موسو بهش داده را به جومونگ میده و میگه هر وقت زن زندگیتو پیدا کردی اینو بهش بده

جومونگ به موسونگ و موپالمو میگه تا من اینجا نیستم چشم از دادشهام بر ندارین در ضمن پروژه شمشیر سازی هم پی گیر باشین تا به نتیجه برسین که موپالمو میگه من یکیشو ساختم

شب موسونگ نگهبانها را مرخص میکنه و موپالمو جومونگ میبره کارگاه و شمشمیرو نشونش میده و یه ساعت ازش تعریف میکنه و میگه این مثل شمشیر هانیها محکمه و همه را امیدوار میکنه و جومونگ هم نزدیکه بال در بیاره شمشیرو میگره که موپالمو میگه ولی خوب این تصادفی اینطور شد و هر کار کردیم دیگه نشد مثلش بزنیم 

یومی یول هم سوریونگ که هنوز مثل بقیه کاهن بزرگها گرگ نشده و بچه ساده ایه باهاش حرف میزنه و اون هم میگه من هر وفت میایم اینجا حس بدی بهم دست میده که یومی یول یاد کمان دامول و گند جومونگ میوفته و به چولانگ میگه میرم قصر یوهوا

شاه هم پیش یوهوا رفته و موضوع سفرو میفهمه میگه اخه اون این سفرها را نمیتونه بره برای چی رفته یوهوا هم میگه رفته کار یاد بگیره گوموا میگه میدونستی هئ موسو استاد جومونگ بوده .فعلاً نمیخواد بهش بگی که پدرش کیه تا من وقتی موقع اش شد یواش یواش بهش بگم با روحیاتی که من ازش سراغ دارم اگه بفهمه توی یکی از.............ادامه اش رو از دست ندهید...........

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 10:5  توسط سجاد طواف  | 

با سلام به تمامی دوستان وعزیزانی که به این وبلاگ می آیند وباعث شادی وهمبستگی ان می شوند که با همدیگر تبادل نظر واطلاعات

داشته باشیم بسیار خوشحالیم....

اینجانب سجاد طواف دانشجوی مهندسی شیمی صنایع پالایش دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران هستم وبه دلیل ایام فرجه وامتحانات

پایان ترم دانشگاهها که از21 دی ماه تا 8بهمن ادامه دارند از نوشتن مطلب معذورم وامیدوارم به بزرگی خودتان برمن ببخشید.......

بعد از ایام امتحانانات بازهم مزاحمتان می شوم به امید دیدار....

خداحافظ همین حالا...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 11:39  توسط سجاد طواف  | 

قسمت یازدهم : باید بویو را ترک کنی

 

نظر به اینکه جومونگ تمرینات شمشیر زنی را خوب شروع کرده اوسا داره براش کمان درست میکنه تا همین آموزشها را در تیر اندازی هم بهش یاد بده

جومونگ هم اون اطراف در حال تمرینه که رفته توی حس و تمرکز که بتونه شق الشمش و قمر فرضی کنه

هئ موسو کمانو به جومونگ میده و میگه حال کن برات یه کمان ساختم دبش برو تمرین کن تا بتونی تا ته بکشیش و حتی یه انگشت دونه مخصوص هم بهش میده تا دستاش درد نگیره و میگه وقتی زه کمانو تا ته کشیدی بهم بگو تا بیام تمرین تیر اندازی را شروع کنیم

جومونگ که تیر اندازی با کمان را از پدرش به ارث برده تیری میزاره توی کمان و به همون شکل هئ موسو زه کمان را تا ته میکشه  (این کمان دامول را شکست چه برسه یه این)

هی موسو هم بر میگرده میگه تو بودی تیر در کردی جومونگ هم میگه بله که من بود هئ موسو میگه یه تیر دیگه بنداز ببینم که جومونگ دوباره همون کارو میکنه  که هئ موسو توی دلش میگه خدا را شکر کارمون توی این مرحله راحت شد

در مقر دوچی یونگ پو هم بویونگو تنها گیر میاره و میگه چه وضع بدی داری خبر داری جومونگ هم از قصر انداختن بیرون الان وضعش مثل توه  ولی بپا دوباره نبینیش که ممکنه وضعت از این بدتر شه

جومونگ هم تمرینات را پی میگیره که سوسونو و اوته هم از دور نظارگر اوضاع اند و اوته از پیشرفت آرمانی جومونگ میگه که همین موقع بویونگ در اقدامی حماسی میاد اونجا و جریان ملاقات پونگ پو با دوچی را میده و میگه همین روزهاست که جاتو پیدا کنند که جومونگ تشکر میکنه و میگه بهتر زود بری خونه

ولی قبل رفتن یادش میاید که باید تشکر حسابی بکنه که با احساسات همراه میشه که سوسونو هم که این کار جومونگ خیلی بهش برمیخوره

تسو هم که حالش بهتره شده و میخواد به اداره امور کاریش برسه که ملکه میاد اونجا و میگه بابات چند روز گیرپاژ کرده من میدونم که به خاطر تو نیست برو ببین تو سردر میاری چه مرگش شده

ادامه این قسمت جذاب رو سه شنبه هفته آینده ببینید.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 10:28  توسط سجاد طواف  | 

قسمت دهم : من هنوز زنده ام بیا به دیدنم

وزیر بو که فهمیده حمله به زندان کار کی بود به یومی یول میگه اگه بگیم کاری کی بود ممکنه باز قضیه هئ موسو لو بره اگه نگیم من بدبخت میشم حالا باید چه خاکی توی سرم کنم که یومی یول میگه بزار من برام با شاه حرف بزنم

 

تسو هم در حال خوب شدنه که یوهوا هم برای اینکه خودی نشون بده میاید عیادتش و چند تا تعارف خشک و خالی رد و بدل میشه که نگن به مرگ تسو رازی بوده

یومی یول هم تمام گناه غارو به گردن میگیره و  به شاه میگه من گفتم اون غارو بسازند که گوموا میگه مگه مملکت دادگاه و قانون نداره که شما زندان برای خودتو زدین یومی یول میگه مجرمین ما با دادگاه و قانون شما کارشون راه نمیوفتاد اونها مجرمین بود که به آیند بویو لطمه میزند و اگه کشته میشدن خدایان سنگمون میکردن پس باید خودشو میمردن .یکی ازا ینها هم هئ موسو بوده که وزیر بو اون وسط شروع به رنگ عوض کردن میکنه

شاه هم داد و بیدا خفیفی سر یومی یول میزنه و میگه یعنی من آدم نبودم که بهم بگی که و یومی یول هم همه چیو به قضا و قدر خدایان ربط میده که گوموا میگه شانش اوردین که اون زنده مونده حالا برو از خدایانت کمک بگیر جاشو بهم بگو

و شب خواب به چشمها گوموا نمیره و یاد یوهوا میوفته و ازش میخواد که هم پیاله شن و برای اینکه ببین یاد هئ موسو چقدر توی ذهن یوهوا مونده از هئ موسو و خودش میگه که یوهوا هم میگه مگه میشه خاطراتش از ذهنم بره هر چه زمان بگذره بیشتر به یادش میوفتم گوموا هم برای اینکه سه نشه میگه من همینطور هیچوقت از یاد نمیبرمش و توی دلش میگه خیر سرمون اینهمه بهش خوبی کردیم این هم جوابمون

جومونگ هم به هم قطاریشها میگه باید برم شهر شما هم موسونگ برام بیارین و به هئ موسو هم میگه من میرم شهر چیزی نمیخوای که هئ موسو میگه خطرناکه راستی بابات خبر داره که میخواند بکشنت چطور بابات میزاره دادشهات این بلاها را سرت بیارن

 

جومونگ میره به شهر که میبینه یونگ پو و افرادش هنوز دنبالشن و توی راه همین افراد جویای احواش میشند که جومونگ هم جواب احوال پرسی را میده

ادامه قسمت را روز سه شنبه ساعت هشت شب از شبکه سوم سیما ببینید.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 10:53  توسط سجاد طواف  | 

قسمت نهم : جمله به زندان

جومونگ که از مهارت هئ موسو کف بر شده سریع استاد استاد میکنه و میگه من مریدت میشم شروع کن آموزشو

 

هئ موسو هم میگه بشین جلو ببینم آنتومیت چطوره و یه کم که جومونگو دستمالی میکنه میگه اسکلتت ضعیفه بعد از نیروی درونی خودش به جومونگ میده و روح پدر در بدن بچه میره که جومونگ هم پهلوان ننه ولو میشه وسط

موسونگ هم میاید اونجا میگه این بچه ننه را چه کار کردی بدبخت شدیم که جومونگ بهوش میاید و هئ موسو میگه برو حال کن بدنت رو ساختم

نارو هم آمار زندان را برای تسو میاره که تسو میگه چند نفر بدرد بخور را جمع کن تا بهت بگم .یونگ پو هم میگه من کارو انجام میدم که تسو میگه احساس میکنم خودم باید باشم تو فقط چیزی به مامان نگو.........اگه میخواهید بدونید ادامه داستان چس میشه قسمت نهم رو این سه شنبه حتما ببینید از دستش ندید... 

آهنگ سکانس یو هوا و هی موسو

 حتما آهنگ رو دانلود کنید و نظرتون رو راجع به آهنگ بگید. 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:51  توسط سجاد طواف  | 

خوب اولین قسمت جومونگ هم نشون داده شد و با توجه این قسمت میشه گفت صدا و سیما روی سانسورهای این سریال زیاد مانور بده .صدا گذاری شخصیتها هم چنگی به دل نزده و فقط صدای هی موسو تا حدی قابل قبول بود وبه چهراهش میومد

سکانسهایی از در اوردن زهر دست گیوموا

خوب سکانسهای زوم در اولین قسمت نمایان شد و مربوطه به یومیول کاهن ارشد می شدن وبعضیها که با زوم قابل حل نبود حذف شدن

چند سکانس از یوهوا موقع ورود به هیون تو از زوایه مخالف

و نگاههای معنی دار گیوموا به یوهوا

هنگام ورود به دروازه

حضور در جلسه فرماندار

موقع آزاد شدن از زندان و سکانس مقایسه ای

 

 چند سکانس در تیتراژ پایانی

 منبعhttp://pafa.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 10:41  توسط سجاد طواف  | 

تهیه کننده : شبکه MBC
تعداد قسمت : 81
مدت هر قسمت : 60 دقیقه
سال انتشار : 2006 تا 2007

در این سریال 2 تا از بازیگران محبوب ما یعنی سانگ ایل گوک ( یوم جانگ در امپراطور دریا )  و  کیون میری ( بانو چویی در جواهری در قصر )  بازی می کنند  . کیون میری نقشش در این سریال کم و بیش مثل نقش بانو چویی می مونه با این تفاوت که ایندفعه خود ملکه هست و البته به اون بدی هم نیست ولی در کل در جبهه منفی سریال قرار داره .


سانگ ایل گوک محبوب ما هم اینبار با نقش پرنس جومانگ با عنوان بازیگر نقش اول در این سریال ظاهر میشه و بازی کاملا" متفاوتی رو نسبت به بازیش در امپراطور دریا بنمایش می گذاره . در سریال امپراطور دریا ما شاهد شخصیت بسیار جدی و غمگین یوم جانگ بودیم که از اول سریال با مهارتش در هنرهای رزمی همه رو شگفت زده می کرد ولی جومانگ سریال ما یک شخصیت بی خیالی هست که معمولا" در حال جوک گفتن و تفریح خودش هست و کلا" شخصیت ضعیف و ترسویی هست.


جومانگ وقتی متوجه میشه که برادران ناتنیش قصد کشتن و از صحنه خارج کردن اون رو دارند تلاش می کنه که انتظارات و پدر و مادرش ( شاه و ملکه دوم ) رو برآورده کنه و شروع به ساختن خودش می کنه تا جایی که مهارت هاش در هنرهای رزمی و استراتژی های ذهنیش در بالاترین حد ممکن قرار می گیره ولی پرنس جومانگ هنوز تشنه یادگیری هست .


اما درست در این زمان پرنس متوجه رازی خانوادگی میشه که خیلی چیزهارو عوض می کنه و جومانگ رو در راهی قرار می ده که بازگشتی نداره .


سریال فوق العاده جذابی هست و  امیدوارم که اگر زمانی وقت مشاهده 81 ساعته جومانگ رو داشتید به هیچ وجه از دستش ندید .




این سریال از این هفته از شبکه سوم سیما ساعت  ۲۰

پخش خواهد شد.امیدوارم لذت ببرید....

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 10:34  توسط سجاد طواف  | 

 

 

 

 

کلیپ مربوطه 

معنی شعر :

پس همچین اتفاقی ممکنه برای ما هم بیوفته .

 من هرگز فکر نمی کردم که بهم بگیم خدانگهدار

 من حدس میزنم که عشق من کافی نبوده .حدس میزنم که کافی نبوده .

من برای همه چیز متاسفم .

اما به من بگو که مثل غریبه زندگی میکنی .

به من بگو که کسی دیگه ای به غیر از من در زندگیت هست حرفهای تو به نظر نمیرسه  حقیقت داشته باشه .

تو من ترک میکنی چطور میتونی این کار را بکنی ؟ این کار را نکن خواهش میکنم ببین من چقدر غمگینم .

من در برابر این عذرم چه کار میتونم انجام بدم .

من میخوام که زمان برگرده تا تو من را ترک نکنی . من تو را از دست میدم و این قلب من را میشکنه

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 12:36  توسط سجاد طواف  | 

بیاییم یک بار دیگه همونطوری که برای قهرمانی پرسپولیس دعا کردیم.این بار هم برای یه برد شیرین تر از قهرمانی دیگه دست به دعا بشیم...

دم هر چی قرمزه گرم....

۱۲ مهر روز جمعه یادتون نره...پرسپولیس 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 12:8  توسط سجاد طواف  | 

 

کلیپ تیتراژ فصل ۲ : دانلود

کلیپ تیتراژ فصل ۳ : دانلود

قصه های جزیره

 

کلیپ تیتراژ فصل ۵ : دانلود

 

کلیپ تیتراژ فصل ۶ : دانلود

کلیپ تیتراژ فصل ۷ : دانلود

http://pafa.blogfa.com 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:28  توسط سجاد طواف  | 

دعا میکنم که اجازه بدند اون کنار من بمونه .

حتی اگه نتونم قلبش را داشته باشم .

 تا اون درد و غم را درقلبم ببینه .

دعا می کنم اجازه بدند اون یکبار برگرده تا بتونه من را در کنار خودش ببینه .

بهرحال ممکنه اینطور بشه .

به من صبر بدین تا من صبور باشم که این اشتیاق من برای اون تبدیل به گناه نشه .

اجازه بدین اون یک روزی بدونه که عشق من هرچی که بود اما جواب کوتاهی به من دعا کننده بده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 13:34  توسط سجاد طواف  | 

خوب دوستان این بار یکسری از والپیپرهای سریال امپراطور دریا رو براتون می گذارم . این والپیپرها برای کامپیوترتون کاملا مناسب هستند و بسته به رزولیشنی که استفاده می کنید ( معمولا 1024x768 هست ) میتونید والپیپر مورد علاقتون رو ببینید و سپس save اش کنید . در ضمن در حال تهیه تعدادی والپیپر و تم برای انواع گوشی های موبایل هستم که بزودی در همین سایت براتون می گذارمشون . در ضمن نظرتون رو حتما درباره این جور محصولات بگین تا بدونیم فعالیتمون بیشتر روی مطالب مورد علاقه شما باشه .




تقدیم به همه طرفداران امپراطور دریا یا به قول بعضی دوستان امپراتور دریا !!!





+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 10:7  توسط سجاد طواف  | 


امپراطور دريا - امپراتور دريا

اسم اصلی این سریال سانگدو ( 상도 (商道) / Sangdo ) در 50 قسمت پخش خواهد شد ژانر این سریال تاریخی است و از شبکه mbc در کره پخش شد.

بازیگران : لی جی رونگ ، لی سون جی ، کیم هیون جو ، پارک این وان ، لی هی دو(پانسول چویی و مگ بونگ) هونگ هیو این ، هان ایی . ایم هیون سیک (داگو)
این مجموعه کار سازنده داستان هاجون می باشد . نمایش هاجون مربوطه به سالها پیشه که بر دنیای گیاهان دارویی متمرکز شده ولی تاجر پوسان(سنگ دو) حول محور جهان تجارت است
این مجموعه داستان کاوش در مورد اخلاق یک بازرگان و ثروت با ارزش اوست . نویسنده داستانهای ملی چویی این هو در این داستان در مورد بازرگان افسانه ای کره ای ایم سنگ اوک در سلسله چوسان میگه. لی جی رونگ مرد جوانیه که دلش می خواد یک مترجم کره ای چینی بشه اون از یک خانواده فقیره و پدرش سخت به اون چینی درس میده تا یک مترجم بشه و در این مسیر ترقی کنه
کیم هیون جو دختر لی سان جی و رهبر یک گروه تجاریه که در اون زمان این مورد برای یک زن یک مورد خاص محسوب میشده. کیم هیون جو از لی جی رونگ میخواد که برای اون کار کنه ولی اون مدام این درخواست را رد میکنه تا وقتی که اوضاع عوض میشه و پدر کیم هیون جو به اون و پدرش خیانت میکنه .پدر لی جی رونگ کشته میشه
لی جی رونگ ، کیم هیون جو و کیم یو می در ادامه داستان عاشق هم میشوند ولی عاشق شدن کیم هیون جو و لی جی رونگ ممنوعه.....

جالبه بدونید که در این سریال یونسنگ جواهری در قصر نیز بازی می کنه . امیدواریم که سریال خوبی از آب در بیاد .

منبع : انجمن امپراطور دریا


 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 13:35  توسط سجاد طواف  | 

کشته شدن یوم جانگ به خاطر نجات جون جانگ هوا



 


 



 



 



 



 



و یوم مون به قول خودش به جانگهوا  عمل کرد (من قول می دهم که روزی این گناه  را با جانم تلافی کنم)



 



 سرانجام مرگ یون جانگ در قسمت 51


کلیپ مربوطه


کلیپ با حجم کمتر


کلیپ کیفیت اصلی .مگا آپلود


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:22  توسط سجاد طواف  | 

 هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
 امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
 که به خاطر لرزش 
در زیر آواری از رنگ ها
دستانم ناپدید ماند

حسین پناهی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:57  توسط سجاد طواف  | 

زندگی،

سرای حیات است.

خوش باش!

دیگران را سهیم کن!

رویش را به تجربه بنشین.

زندگی همان چیزی است که تو خود آن رابنا می نهی.

زندگی گره ای است که در جستجوی گشودن آن باشیم،

زندگی واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد.

نویسنده:سورن کی یر کگارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 12:27  توسط سجاد طواف  | 

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:10  توسط سجاد طواف  | 

اختصاصی سینمای ما - گفت و گوی امیر قادری و ندا میری با بهرام رادان

سینمای ما - امیر قادری و ندا میری: یادته بهرام اون روزی که همدیگر رو سر صحنه سنتوری دیدیم؟ بعد تو گفتی شخصیت علی سنتوری رو از ‏طریق دقت روی حرکات و اداهای خود داریوش مهرجویی داری بازی می کنی‎.‎‏ اون موقع هنوز فیلمبرداری ‏بعضی صحنه ها باقی مونده بود...‏
آره. ولی منظورم حرکات خود مهرجویی نبود. بیش تر منظورم اون بازی بود که مهرجویی سر صحنه انجام می داد تا ایده ‏هاش رو به من منتقل کنه.‏


  ولی مثلا عزت ا... انتظامی را ببین. انگار واقعا همین کار را کرده. یعنی بخش مهمی از شخصیتی رو که در ‏فیلم های مهرجویی بازی می کنه، انگار بر اساس رفتار و ادای خود مهرجویی ساخته. ‏
  آره خب. ببین، مهرجویی آدم خیلی بزرگیه...‏

  بازی در نقش یه معتاد، هم یه فرصته و هم گرفتاری های خاص خودش رو داره. یه فرصته چون بین مردم ‏دیده می شه، اما گرفتاری اش اینه که قبل از تو خیلیا بازی کردن و توی چنین نقشی، موفق هم بودن. حالا ‏تو باید جوری بازی کنی که برای ملت تکراری نشه...
  آخه دو جور معتاد داریم. معتادای این روزا با قدیمیا فرق می کنن. این مقایسه بیشتر توی "شمعی در باد" ذهن ام رو ‏مشغول کرده بود.در شمعی در باد نوعی نقش معتاد بود که نظیرش کمتر دیده شده بود.چون ماده مصرفی اون معتاد تازه ‏شناخته شده بود اما علی سنتوری ، بیشتر معتادی بود که برای اکثریت مردم به نوعی آشنا و قدیمی بود. از طرف دیگر ‏وقتی توی فیلمی از داریوش مهرجویی بازی می کنی، همه چی فرق می کنه. یادم هست در جلسات تمرین، من اون ‏چیزی که بلد بودم رو انجام می دادم. بعد حواس ام به مهرجویی بود که به کدوما واکنش نشون می ده . سعی می کردم ‏اون بخش هایی رو که مهرجویی نسبت به اش واکنش مثبت داشت، جدی تر بگیرم. اما این مال یکی دو هفته اول ‏تمرین بود. بعدش راهنمایی های مهرجویی، در حد یک جور روتوش به نظر می رسید. افتاده بودیم روی غلتک. مثلا ‏صحنه ای که علی توی خونه اش نشسته و پدرش وارد می شه. این صحنه رو من می خواستم با اغراق کمتری بازی کنم، ‏اما مهرجویی از من بیش تر می خواست به نظرم کمی هم تیپ سازی شد. ولی توی تمرین تشویق ام می کرد و بالاخره ‏همان هم اجرا شد. ‏


  این که درباره این صحنه می گی، همون چیزیه که در یک دید کلی، درباره همه حضورت در "سنتوری" هم ‏می شه گفت. به عنوان یک بازیگر، یک جور از خودگذشتگی برای حضور تو در این فیلم می شه تصور کرد. ‏نه این که فقط حاضر بشی چهره ات رو زشت کنی یا این که لباسای ضایع بپوشی. نه. از این ها مهم تر انگار ‏حاضر شدی به عنوان یک بازیگر جوون با تجربه های در حال گسترش، به خاطر این فیلم و فیلمسازش، از یه ‏سری مرزها و حدها رد بشی...
  این البته فقط مربوط به داریوش مهرجویی نیست. سر فیلم مثلا سعید سهیلی هم من خودم رو کاملا در اختیار فیلمساز ‏قرار می دم. بقیه اش بستگی به اون داره. مهرجویی تونست از من کار بکشه. مثلا "بادبادک باز" رو که دیدم به نظرم ‏رسید که همایون ارشادی می تونه بازیگر خوبی بشه. چرا همیشه فکر می کردیم یه نابازیگره؟ او سربلندترین بازیگر فیلم ‏مارک فورستر است. کتاب اش (بادبادک باز) رو قبلا خونده بودم. همایون نزدیک ترین اجرا به شخصیتی بود که توی ‏خیال خودم از این نقش موقع خوندن کتاب ساخته بودم. این رو هم به ات بگم که هیچ بازیگری نمی ره تا فیلم بد بازی ‏کنه. روز اول با کمال حسن نیت می ره سر صحنه و تازه بعد از اونه که کم کم می فهمه طرف کارگردان اش، چند مرده ‏حلاجه و چه قدر بارشه. روز اولی که من سر یه پروژه می رم ، پاکت رنگ ام رو باز می کنم و موجودی ام از طیف های ‏مختلف تواناییم رو نشون اش می دم. از این به بعد کارگردانه که کژی های من رو کنترل می کنه و یادم می آره که ازم ‏چی می خواد. و من یاد میگیرم که که فیلمسازم چه توقعی ازم داره. چی می خواد و در چه حد می خواد. مرحله ‏روتوش از این جا به بعده که شروع می شه. ‏


  خب، حالا درباره مهرجویی اوضاع و احوال چه جوری بود؟
  مشخصه مهرجویی اینه که از اون دست روشنفکراییه که به شدت روشنفکر نبودن رو بازی می کنه. با هوشمندی هم این ‏کارو رو انجام می ده. چون از یک ثروت خدادادی به اسم هوش برخورداره و پشت اش گرمه. به همین خاطر هم هست ‏که هر کاری می کنه، هر فیلمی که می سازه، مردم خوششون می آد. شاید چون مردم اش رو خیلی خوب می شناسه. ‏می دونی که مهرجویی سال ها خارج از ایران زندگی کرده. از طبقه روشنفکری خاصی می آد. اما به نظرم ایرونی ترین ‏فیلمسازه بعد از علی حاتمی. مهرجویی اون چیزایی رو از این مردم و مملکت اش خوب می شناسه که ظاهرا هیچ وقت ‏باهاشون دم خور نبوده و مستقیم تجربه شون نکرده. مثلا ببین در مهمان مامان چطور با آدام و رسوم مردم جنوب شهر ‏آشناس. اون هم کسی که بعید می دونم هیچ وقت دو زانو پای سفره نشسته باشه. ‏


  به نظرت رسیده که این چیزا، این واکنش و شناخت، غریزیه یا از روی مطالعه و شناخت به شون رسیده؟
  هر دو تاش. همین قصه "سنتوری" رو بخون. فیلم رو فراموش کن. قصه اش رو بخون. اصلا انگار نه انگار که فیلم مهمی ‏قراره از توش بیرون بیاد. اما مهرجویی از اون یه فیلم حیرت انگیز بیرون می کشه. سر صحنه هم فکر نکن کار خاصی می ‏کنه. فقط حواس اش به همه چی هست. یادمه سر "سنتوری"، فیلم مشاور اعتیاد داشت. اما مهرجویی تصمیم خودش رو ‏می گرفت. مثلا می گفت از این حالت، این قدرش رو می خوام. طرف هم هر چی داد می زد که این جوری واقعی نیست، ‏مهرجویی زیر بار نمی رفت ما هم حرف کارگردان رو گوش می کردیم. نتیجه اش رو هم دیدین. حق با مهرجویی بود. ‏


  اصلا این ماجرای آشنایی تو و مهرجویی و ارتباط ات با پروژه از کجا شروع شد؟
  ارتباطی نداشتیم. به جز گپ کوتاهی سر پروژه میهمان مامان. خبر رسید که آقای مهرجویی برای پروژه جدیدش دنبال ‏یک بازیگر جوان می گرده ولی هیچ کس به خاطرش با ما تماس نگرفت. همکاران نزدیکم تعجب زده بودن و می گفتن ‏همه بازیگرای سینما رفتن و تست دادن. تو چطور نرفتی؟ از این ماجرا حدود یه سال گذشت. تا این که یه روز که رفته ‏بودم سر پروژه "خون بازی"، خواهر آقای مهرجویی، خانم ژیلا مهرجویی رو دیدم. ایشون از دیدن من متعجب شد چون ‏گویا بعضی از دوستان گفته بودند که من سفر هستم و به این زودی ها هم بر نمیگردم!! به هر حال پس از چند روز ‏محمدرضا شریفی نیا بود که تماس گرفت و به ام گفت برم دفتر و تست بدم. رفتم اون جا و اون موقع گریم شدم که ‏مهرجویی وارد شد و گفت همین خوبه و عکس بگیرین و ........‏


  یه نکته درباره مهرجویی وجود داره، خودش هم به نظرم توی برخوردای روزمره به این تلقی دامن می زنه، که ‏خیلی گیج و حواس پرته و حواس اش به اتفاقایی که دور و برش می افته نیست. واقعا این جوریه؟
  خب، حواس اش به همه چیز نیست. ولی به اون چیزی که باید باشه هست. مثلا خیلی از وقت ها سر صحنه به این ‏نتیجه رسیدم که او همه چیز رو میشنفه؛ اما کاملا بی تفاوته و فقط اون جایی که موضوع بحث براش جالب بشه گوش ‏می کنه.‏

  سر صحنه اوضاع چه طور بود؟ خوش می گذشت؟
  نمی دونم منظورت از خوش گذشتن چیه. فقط این رو می دونم که توی هفتاد روزی که برای فیلمبرداری می رفتیم سر ‏لوکیشن های مختلف؛ من سرحال و پر انرژی باقی موندم. این قدر علی سنتوری رو دوست داشتم و محیط و آدمای سر ‏کار رو دوست داشتم که هر روز صبح با کمال میل می رفتم سر کار. به نظرم همین جو فوق العاده پشت صحنه بود که ‏توی فیلم اثر خودش رو گذاشت. ‏


  این نکته خیلی جالبیه. سنتوری یه فیلمه درباره یه آدم درب و داغون در یه محیط درب و داغون تر، اما ‏عوض این که فیلم مفلوکی باشه، اتفاقا موجود خیلی سرحالیه. مهمه این خیلی. حالا هم که می گی همین ‏فضای سرحال پشت صحنه هم وجود داشته...‏
  آره. به جز صحنه های مربوط به خراب آباد...‏


  اتفاقا اون موقع خودم سر صحنه بودم. با معتادای واقعی و فضاهای واقعی. آزار دهنده بود واقعا. ‏
  آستانه تحملمون درباره سختی های کار خیلی بالا بود چون مثل یه خونواده بودیم. کارمون راندمان بالایی داشت. یعنی ‏از فرصت کم، نهایت استفاده رو می کردیم و این عالی بود. باعث می شد انرژی مون حفظ بشه و فرسوده نشیم. ‏


  ترجیح می دی کارگردان بیش تر روی همون برداشت اول حساب کنه یا هر نما رو چند بار بگیره؟ بعضیا ‏اعتقاد دارن برای یه بازیگر، بهترین اجرا، مال همون برداشت اوله. ‏
  برای من هم این جوریه. ولی به شرطی که قبل اش متن رو خونده باشم، حسابی تمرین کرده باشم. مهرجویی هم به من ‏گیر نمی داد. گیرش بیش تر به بازیگرای نقشای فرعی بود. اونم به خاطر جزئیاتی که گاهی وقتا ما اصلا متوجه اش نمی ‏شدیم. ‏


  نمی ترسیدی که با این نورها و رنگ ها و آوازها، با این داستانی که ظاهرا پیش از این بارها گفته شده، ‏محصول نهایی چیز مبتذل و پیش پا افتاده ای از آب دربیاد؟ ‏
  اصلا. اعتقادی که گروه به کارگردان داشت، خیلی خیلی بیشتر از این حرف ها بود. اگه مهرجویی می گفت دایره زنگی ‏بردارین و توی خیابون بچرخین، بازم این کارو می کردیم. من سر کار کارگردان های نامی و مشهور دیگه ای هم بودم. ‏دیدم که گروه پشت دوربین گاهی حتی پروژه رو مسخره می کنن. قبول اش ندارن. اما در مورد آقای مهرجویی اصلا این ‏طوری نبود. همه به شون ایمان کامل داشتن. کسی چنین اجازه ای به خودش نمی داد.‏


  اولین نمایی که گرفتین، کدوم یکی بود؟ ‏
  همون نمای اولی که توی فیلم هم می بینین. وقتی علی سنتوری از پله های مترو می آد بالا. ‏


  نمای ساده و البته خیلی خوبیه. تعریف می کنی که اون روز چه اتفاقی افتاد؟
  روز اول بود و زیاد با گروه اخت نبودم. نشسته بودم زیر سایه درختی اون اطراف که مهرجویی اومد سراغ ام. یه سوال و ‏جوابی بین ما رد و بدل شد و بعدش رفت. از اون لحظه یه دفعه احساس کردم صد ساله که آقای مهرجویی رو می ‏شناسم. ‏


  اون سوال و جواب چی بود؟
  نمی تونم بگم.!! ‏


  ای داد بی داد. یه ساعت دنبال اون لحظه پیوند بین شما می گردم و حالا می گی نمی تونم بگم؟!خب بیا ‏مسیر گفت و گو رو عوض کنیم. درباره یه سری اتفاق ها حرف بزنیم. چیزایی که به نظرم توی ذهن کاربرهای ‏سایت "سینمای ما" وجود داره و فرصت خوبیه تا به شون جواب بدی. مثلا این که چطور سنتور زدن یاد ‏گرفتی. اصلا همه نماهای سنتور زدن مال خودته؟
  اون نماهایی که فقط دو دست تو کادره، اونا پلان های کامکاره. بقیه اش هم که طبعا کار خودمه. بیست و سه روز قبل ‏از آغاز فیلمبرداری، مشخص شد که علی سنتوری من ام. یعنی تا شروع کار، فقط 23 روز وقت داشتم. هیچی هم از ‏سنتور نمی دونستم. تقریبا ده جلسه رفتم کلاس سنتور. اون جا فقط به ام یاد می دادن که مضراب توی دستهام رو چه ‏جوری نگه دارم و کجای سنتور، چه صدایی می ده. در تمام مدت فیلمبرداری هم به جز قطعه زخم زبون هیچ کدوم از ‏آهنگ ها آماده نبود که تمرین شون کنم. همه شون شب قبل از فیلمبرداری صحنه مربوط به خودشون، به دست من می ‏رسیدن! اون وقت از آقای کامکار موقع نواختن این قطعه ها تصویربرداری می کردن و نوارش رو می رسوندن خونه دست ‏من که تمرین کنم. منم مثل این بچه هایی که برای کنکور درس می خونن، خودم رو زندونی می کردم توی خونه و روی ‏این قطعه ها کار می کردم. برام خیلی مهم بود. می نشستم جلوی فیلمی که از کامکار گرفته بودن، سنتورم رو می ‏ذاشتم جلوم و هی تمرین می کردم، هی تمرین می کردم. بعد این موسیقی رو می ریختم توی آی پادم و می ذاشتم ‏توی گوشم و می رفتم می گرفتم می خوابیدم و تا صبح این قطعه ها توی گوشم پخش می شد. موقع گریم هم هدفون ‏توی گوش ام بود. یه مسئولیتی قبول کرده بودم و باید انجام اش می دادم. چون همه منتظر بودن ببینن انتخاب ‏مهرجویی از بین همه بازیگرای سینما، چی از آب درمیاد. فکر می کردم بعضی دوستان نشستن که مچ ام رو بگیرن و ‏خب این بهم انرژی مضاعفی می داد. ‏


  فکر می کردی سنتوری یه اتفاق توی کارنامه فیلمسازی ات باشه؟
  آره. البته الان که می بینم، دل ام می خواست بعضی صحنه هاش رو یه جور دیگه بازی می کردم. با این وجود تنها ‏فیلممه که از دوباره دیدن اش خسته نمی شم. دلیل اش بازی خوب من ام نیست. خوبی خود فیلمه. ‏


  نکته دیگه این که مهرجویی همون طور که خودش در گفت و گوهای سال های پیش اش گفته، گاهی وقت ها ‏به نفع شخصیتی که بازیگرش خارج از دنیای فیلم داره، متن فیلمنامه روتغییر می ده. عیب اش اینه که ‏بازیگری که شخصیت واقعی اش موقع بازی در فیلمی از مهرجویی فاش شده، دیگه تا مدت ها نمی تونه از ‏اون قالب دربیاد. اون نقش توی جون اش می شینه. نترسیدی که به عنوان یه بازیگر حرفه ای، این اتفاق ‏برات بیفته؟
  به هر حال امکان اش بود و امیدوارم این اتفاق برام نیفتاده باشه.‏

  چه جوری با نقش هات روبه رو میشی؟
  بیشتر با نقش ها و فیلم هام، حرفه ای و از طریق تکنیک برخورد می کنم. اگه قراره جایی از یه فیلمی اشک بریزم، به ‏جای این که به خاطرات ناگوارم فکر کنم و تحت تاثیر قرار بگیرم،یا ماهیچه های زیر چشم ها رو منقبض کنم یا به نور ‏خیره بشم، از یه ماده اشک آور استفاده می کنم و گریه رو بازی می کنم. اما توی سنتوری به نظرم حس و تکنیک رو با ‏هم تلفیق کردم. اما همون طور که گفتم، بار مسئولیتی که موقع بازی در یک فیلم مهرجویی روی دوش ام بود؛ باعث ‏شد که خیلی خیلی بیش تر از توانم سعی کنم. هیچ فرصتی رو هدر ندهم. خلاصه در جواب سوال ات باید بگم که اصلا ‏سعی نکردم که علی سنتوری را توی وجود خودم قبضه کنم. آخه ایده آل این نیست. من بلند پروازتر از این حرفام.‏


  ولی قبول کن که سنتوری، حداقل در این سال های اخیر، یه اتفاقه توی زندگی حرفه ای تو. بعد خلوص فیلم ‏های اول ات، تو از نقش ها و فیلم ها فاصله گرفتی و سعی کردی مثل یه حرفه ای باهاشون برخورد کنی. حالا ‏سنتوری یه بازگشته انگار به دوره ای که با نقش ها بی هیچ مانع و رادعی برخورد می کردی. آره؟
  همه بازیگران دنیا نقاط عطفی در کارنامه شون دارن. منتها فقط کسانی از میان ایشان بزرگ می شن که از نقاط عطف ‏به وجود آمده نهایت استفاده و تجربه را کسب کنن و تلاش کنن تا از این دست اتفاقات در عمر بازیگرشون بیشتر بیفته.‏ من به بازی بهتر در فیلم های بهتر از سنتوری محکومم ، اگه آرزو دارم که بزرگ بشم.‏

‏ ‏
  ‏ وقتی همه چی تموم شد و پروسه بازی کردن در نقش علی سنتوری به پایان رسید، بعد از این همه تمرین، ‏شد که خودت عاشق سنتور بشی؟
  فکر نمی کنم که عاشق سنتور شده باشم، اما یقین دارم که سنتور نواخته شده در سنتوری با همه سنتور های شنیده ‏شده توی عمرم فرق داشت.‏


  پس چطور ادعا می کنی که همه این مدت علی سنتوری بودی؟ درک اش کردی؟ باهاش زندگی کردی؟
  من ادعا می کنم ، قضاوت با مردم... یا حق.‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 11:53  توسط سجاد طواف  | 


براي اولين‌بار در سايت سينماي ما

سينماي ما - متن آنونس فيلم «زن‌دوم» با صداي احمدرضا احمدي ضبط شد.«زن دوم» به کارگرداني سيروس الوند با بازي نيکي کريمي، محمدرضا فروتن، آنا نعمتي و ...  براي نمايش در نوروز 1387 در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها آماده نمايش است.  اين آنونس را اين‌جا ببينيد ...
> آنلاين ببينيد
> Download



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 14:55  توسط سجاد طواف  | 



یکی از جدیدترین سریال های کره ای که هنرپیشه مورد علاقه ما سونگ ایل گوک داخلش بازی می کنه و همچنین تعدادی از هنرپیشه های دیگه کره ای ( مثل چانگ در جواهری در قصر ) نیز در این سریال حضور دارند .

داستان سریال از جنگ میان کره شمالی و کره جنوبی شروع می شود و هنرپیشه اول ( همون سانگ ایل گوک )  پس از مرگ پدر و مادرش بهمراه خواهرش در 12 سالگی به آمریکا می ره و دختر همکلاسیش ( ماریا ) نیز بعد از مدتی به امریکا سفر می کنه .
10 سال می گذره و هری با سختی های زیادی بزرگ میشه . حالا هری داستان تبدیل شده به پسری که هرکاری از دستش بر میاد و  دنبال یه موقعیت مناسب برای پیشرفته تا بتونه خواهرش رو به دانشگاه بفرسته . بعد از مشکلاتی که با یک سری باند تبهکار به سر دستگی مایکل پیدا می کنه با زنی آشنا میشه که کارش خرید و فروش سلاح های سنگین نظامی هست و برای خودش مافیایی باز کرده . بعد از مدتی هری تبدیل به دستیار شخصی این زن میشه و استعداد ها خلاقیت هاشو نشون می ده تا زمانی که دختر همکلاسیشو بعد از سال ها ملاقات می کنه و متوجه میشه که خواهرش به طور عجیبی ترور شده .....





در این سریال ما با فیلمنامه پیچیده ای رو برو هستیم که با کارگردانی فوق العاده این مجموعه و بازی زیبای سانگ ایل گوک می تونیم انتظار یه شاهکار رو داشته باشیم . سونگ ایل گوک در این سریال تمام استعداد هاشو در زمینه های ورزشی به نمایش می گذاره و تمام ورزش ها و حرکات فیلم ( دوندگی , صخره نوردی , شنا , تنیس و ... ) همه بدون بدل و با کیفیت بالا اجرا شده اند .

همچنین موزیک متن این سریال به طرز عجیبی فراموش نشدنیه و بخوبی احساسات موجود در سریال رو به شما منتقل می کنه . لازم به ذکر است که این سریال در حال حاظر در انجمن امپراطور دریا در حال ترجمه هست و بزودی این سریال تنها برای اعضای فعال انجمن قابل تهیه می باشد .

با تشکر : کوروش
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 12:25  توسط سجاد طواف  | 

شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره"
شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره"


سینمای ما - اداره كل ثبت احوال استان فارس از تهيه كنندگان مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد. به نوشته الف وکیل اداره كل ثبت احوال استان فارس ، با تهیه و تقدیم دادخواستی به دادگستري فارس از مسئولان و دست اندركاران مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد.

در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله: انتصاب شخصيت اصلي داستان به عنوان شخص كلاهبردار شياد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شيراز، ارائه فضاي بي نظم و خارج از شان اداري در ثبت احوال شیراز و القاي سوئ استفاده از موقعيت شغلي توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شیراز.

در اين دادخواست، ثبت احوال استان فارس خواستار اعاده حیثیت و دریافت 21 ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه ثبت احوال شيراز شده است.

سریال طنز مرد هزار چهره با کارگردانی و بازی مهران مدیری از روز اول فروردین 87 ، هر شب ساعت 23 از شبکه سوم سیما پخش می شود. در قسمتهای اول و دوم این سریال، دیوانسالاری پیچیده و نظام اداری کشور بطور غیر مستقیم به باد تمسخر گرفته شده است.

در سریالهای مشابه و طنزهای انتقادی قبلی مهران مدیری، ناهنجاری های نظام اداری و سیاسی کشور بدون اشاره مستقیم به سازمان یا محلی خاص، نقد می شد اما در داستان "مرد هزار چهره" ، ناهنجاری های اداری در اداره ثبت احوال شیراز- به عنوان نمونه ای از ادارات کشور - اتفاق می افتد

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:58  توسط سجاد طواف  | 

مدرن تاکینگ 

You're my heart, you're my soul

تو در قلب مني ،تو در وجود مني

Deep in my heart, there's a fire –a burning heart

در عمق قلبم،آتشي است – قلبي سوزان

Deep in my heart, there's desire – for a start

در عمق قلبم، آرزوئي است، براي آغاز

I'm dying in emotion

من در احساساتم مي ميرم

It's my world in fantasy

دنياي من در خيالات است

I'm living in my, living in my dreams

من در رؤياهايم زندگي مي كنم،در رؤياهايم

You're my heart, you're my soul

تو در قلب مني،تو در وجود مني

I'll keep it shining everywhere I go

هر جا كه بروم، جلوه گرش خواهم كرد

You're my heart, you're my soul

تو در قلب مني ،تو در وجود مني

I'll be holding you forever, stay with you together

تو را براي هميشه نگه خواهم داشت، همواره در كنارت خواهم ماند

You're my heart, you're my soul

تو در قلب مني ،تو در وجود مني

Yeah, I'm feeling that our love will grow

آري احساس ميكنم كه عشقمان شكوفا ميشود

You're my heart, you're my soul

تو در قلب مني ،تو در وجود مني

That’s the only thing I really know

اين تنها چيزي است كه واقعا ميدانم

Let's close the door and believe my burning heart

بيا در را ببنديم و به قلب سوزانم ايمان بياوريم

Feeling all right, come on, open up your heart

راحت باش ، بيا و آتشي در قلبت بيفروز

I'll keep the candles burning

شمعها را روشن نگه خواهم داشت

Let your body melt in mine

بگذار وجودت در من آب شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:31  توسط سجاد طواف  | 

منزلی در دوردست

منزلی در دوردستی هست بی شک هر مسافر را
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم
لیک
ای ندانم چون و چند ! ای دور
تو بسا کاراسته باشی به ایینی که دلخواه ست
دانم این که بایدم سوی تو آمد ، لیک
کاش این را نیز می دانستم ، ای نشناخته منزل
که از این بیغوله تا آنجا کدامین راه
یا کدام است آن که بیراه ست
 ای برایم ، نه برایم ساخته منزل
نیز می دانستم این را ، کاش
 که به سوی تو چها می بایدم آورد
 دانم ای دور عزیز !‌ این نیک می دانی
 من پیاده ی ناتوان تو دور و دیگر وقت بیگاه ست
 کاش می دانستم این را نیز
که برای من تو در آنجا چها داری
 گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
می توانم دید
از حریفان نازنینی که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادی به او سهمی توان بخشید ؟
 شب که می اید چراغی هست ؟
 من نمی گویم بهاران ، شاخه ای گل در یکی گلدان
 یا چو ابر اندهان بارید ، دل شد تیره و لبریز
 ز آشنایی غمگسار آنجا سراغی هست ؟
م.امید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:17  توسط سجاد طواف  | 

آخرین‌ خدانگهدار !

گریه‌ کردم‌ ، گریه‌ کردم‌ اما دردم‌ُ نگفتم‌ ! 
تکیه‌ دادم‌ به‌ غرورم‌ ، تا دیگه‌ از پا نیفتم‌ ! 
چه‌ ترانه‌ بی‌اثر بود ، مثل‌ِ مُش‌ زدن‌ به‌ دیوار !  
اولین‌ فصل‌ِ شکستن‌ ، آخرین‌ « خدانگهدار ! »
دَس‌ تکون‌ دادن‌ِ آخر توی‌ اون‌ کوچه‌ی‌ خلوت‌ ! 
بغض‌ِ بی‌وقفه‌ی‌ آواز ، واژه‌های‌ بی‌ مروّت‌ !  

بوته‌ی‌ یاس‌ دیگه‌ اون‌ ،
عطری‌ که‌ دوس‌ داشتی‌ نداد ! 
کوچه‌ی‌ آشتی‌ کنونم‌ ،
دِلا رُ آشتی‌ نداد ! 

من‌ به‌ قلّه‌ می‌رسیدم‌ ، اگه‌ همترانه‌ بودی‌ ! 
صدتا سدُ می‌شکستم‌ ، اگه‌ تو بهانه‌ بودی‌ !
با تو پیسوزِ ترانه‌ یه‌ چراغ‌ِ شعله‌ور بود !  
لحظه‌ها چه‌ عاشقانه‌ ، قاصدک‌ چه‌ خوش‌ خبر بود !  
کوچه‌ها بدون‌ِ بُن‌بست‌ ، آسمون‌ پُر از ستاره‌ !  
شبا بی‌ هراس‌ِ خنجر ، واژه‌ها شعرِ دوباره‌  !  

بوته‌ی‌ یاس‌ دیگه‌ اون‌ ،
عطری‌ که‌ دوس‌ داشتی‌ نداد ! 
کوچه‌ی‌ آشتی‌ کنونم‌ ،
دِلا رُ آشتی‌ نداد !

یغما گلرویی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:15  توسط سجاد طواف  | 

 

لحظه ديدار نزديك است .

باز من ديوانه ام، مستم .

باز مي لرزد، دلم، دستم .

باز گويي در جهان ديگري هستم .

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !

هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست!

آبرويم را نريزي، دل !

- اي نخورده مست -

لحظه ديدار نزديك است .

م.امید***

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:52  توسط سجاد طواف  | 


قرن 7 تا 9 میلادی که همزمان با دوران طلایی امپراطوری چین است از نظر تنوع در مدل موی بانوان اشراف نیز دوران متنوع و جالبی محسوب می شود که نمونه جالب آن را در مدل موی بانو جمی می بینیم این مدل موها اکثرا در اثر تقلید زنان اشراف چینی بود که در نقاشی های این دوره بسیار دیده می شود . در این دوره مدلهای متنوع مو بین زنان اشراف رایج بود که به بخشی از آنان می پردازیم

1- مدل منحصر به فرد این دوره جمع کردن مو به صورت یک دایره بزرگ در جلوی صورت بود که موها را اول می بستند بعد پوش می دادند و از بالا در مرکز سر جمع می کردند ودر مرکز آن جواهرات یا سنگ های زینتی قرار می دادند.این مدل بیشتر مورد توجه زنانی بود که بسیار به جلوه فروشی
در یک جمع علاقه داشتند زیرا نحوه پیچش آن سخت بود و زنان متشخص کمتر از آن استفاده می کردند( در قسمتها ی26 تا 28 این مدل را بر سر بانو جمی می بینید.)

2- مدل رایج دیگر که بسیاری از بانوان انتخاب می کردند این بود که موها را در دو دسته در پشت سر جمع می کردندو این دو دسته را در هم می پیچاندند و نهایتا همه موهای پیچیده شده را در هم لوله می کرده و با یک گیره در پشت سر محکم می کردند( مشابه یک نوع شنیون امروزی)این موها از جلو فرق بود که روی فرق را با زنجیرهای نقره یا تزینات سنگ نشان یا سنگهای تزینی تراش داده شده به شکل مار تزیین می کردند.

3- در مدل دیگر انتهای موها را گیسهای خیلی ریز می بافتند ودر لابلای این گیسها دانه های سنگی رنگی قرار می دادند این گیسها بسیار بلند بود هر گیس را به تنهایی لوله می کرده ودر پشت سر جمع می کردند که در نهایت یک توده موی بافته شده جمع شده را تشکیل می داد که لابلای آن با پر قرقاول ، بادبزن های ظریف طلا و نقره یا گلهای نقره ای یا طلایی تزین میشد این مدل چون مدل محبوب شاهزادگان چینی بود بسیار طرفدار داشت

4- در این مدل همه موها رابه صورت دم اسبی بالای سر جمع می کردند و دور موها با گیرهای بزرگ به شکل خورشید می بستند که روی آن جواهر نشان بود که به آن طوق خورشید می گفتند.

5- یکی دیگر از مدل ها جمع کردن همه موها به شکل یک تپه بالای سر بود این مدل مورد استفاده زنان بسیار معتبر و از خانواده های محترم بود در این مدل موها به چهار قسمت تقسیم میشد وهر قسمت به صورت جداگانه پیچیده می شد این چهار تکه پیچیده شده در کنار هم و بالای سر قرار میگرفت و بایک تاج یا یک طوق دور هم جمع میشد گاهی در لابلای این موها سنگ های زینتی رنگی به کار می بردند.

به غیر از این مدل های متفاوت که در بین زنان اشراف باب بود و بسیار مورد توجه قرار می گرفت زنان خانواده های عادی توجهی به مدل موهایشان نمی کردند زیرا فقر مالی و زندگی سخت مانع از آن بود که بتوانند به سر و وضع وآرایش خود برسند. و موهایشان را خیلی ساده به صورت گرد (گوجه ای) در پشت سر جمع می کردند .
دختران خانوادههای اشراف و ثروتمندان موهایشان را جلب نمی کردند وفقط موهای جلوصورت را جمع می کردند . موی بلند دختران که با آن شانه و گردن را زینت می دادند از جلوه های دلبری آن زمان محسوب میشد مواج بودن مو،میزان مشکی بودن آن ، و نحوه پیچش بالای ان از مظاهر زیبایی بود برای همین با روغن های مخصوص موها را چرب می کردند و شبها می بافتند تا صبح مواج و زیبا شود!

عکسی از مدل موهای بانو جمی ( کلیک کنید ) :



امپراطور دريا - امپراتور دريا


نویسنده : سوزیانا در انجمن اختصاصی امپراطور دریا
عکس : الهام
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:49  توسط سجاد طواف  | 

نام شعر : بي پاسخ

در تاريكي بي آغاز و پايان
دري در روشني انتظارم روييد.
خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم:
اتاقي بي روزن تهي نگاهم را پر كرد.
سايه اي در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسي خود گم كرد.
پس من كجا بودم؟
شايد زندگي ام در جاي گمشده اي نوسان داشت
و من انعكاسي بودم
كه بيخودانه همه خلوت ها را بهم مي زد
در پايان همه روياها در سايه بهتي فرو مي رفت.

من در پس در تنها مانده بودم.
هميشه خودم را در پس يك در تنها ديده ام.
گويي وجودم در پاي اين در جا مانده بود،
در گنگي آن ريشه داشت.
آيا زندگي ام صدايي بي پاسخ نبود؟

در اتاق بي روزن انعكاسي سرگردان بود
و من در تاريكي خوابم برده بود.
در ته خوابم خودم را پيدا كردم
و اين هشياري خلوت خوابم را آلود.
آيا اين هشياري خطاي تازه من بود؟

در تاريكي بي آغاز و پايان
فكري در پس در تنها مانده بودم.
پس من كجا بودم؟
حس كردم جايي به بيداري مي رسم.
همه وجودم را در روشني اين بيداري تماشا كردم:
آيا من سايه گمشده خطايي نبودم؟

در اتاق بي روزن
انعكاسي نوسان داشت.
پس من كجا بودم؟
در تاريكي بي آغاز و پايان
بهتي در پس در تنها مانده بودم.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:32  توسط سجاد طواف  | 

اعضاء آکادمی علوم و هنرهای سینمایی در چند سال اخیر نشان داده‌اند در انتخابهای خود چندان موفقیت تجاری را ملاک قرار نمی‌دهند که نمونه آن پیروزی دور از انتظار دو سال پیش فیلم "تصادف" بر "کوهستان بروکبک" آنگ لی بود.

به گزارش خبرنگار مهر، سانفرانسیسکو کرونیکل گزارش داد در هشتادمین جوایز آکادمی دو فیلم "پیرمردها کشوری ندارند" برادران کوئن و "خون بپا می‌شود" پل تامس اندرسن هر یک با نامزدی در هشت رشته پیشتاز دریافت مراسم اسکار سال 2008 هستند که عصر روز یکشنبه 24 فوریه در کداک تیه‌تر لس آنجلس برگزار می‌شود.



پل تامس اندرسن و دانیل دی - لوئیس در پشت صحنه "خون بپا می‌شود"

نکته نامعمول این است که هر دو فیلم تنها در یک مورد در بخش بازیگری نامزد شده‌اند. خاویر باردم به عنوان تجسم اهریمن در فیلم "پیرمردها کشوری ندارند" بیش از بقیه نامزدها شانس دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را دارد، و دانیل دی ـ لوئیس در نقش یک مرد نفتی مکار در "خون بپا می‌شود" به احتمال زیاد جایزه بهترین بازیگر مرد را به خانه می برد. به دست آمدن نتیجه‌ای دیگر در هر دو بخش می تواند نشانه‌ای بر شکست این دو فیلم در بخش‌های دیگر هم باشد.

فیلم‌های "مایکل کلیتن" و "تاوان" نیز هر یک در هفت رشته نامزد اسکار شده‌اند. "تاوان" بیشترین بخت را در بخش‌های فنی مانند طراحی لباس و طراحی صحنه دارد. نامزدی "مایکل کلیتن" در سه بخش بازیگری نیز چشمگیر است، هرچند در هر سه بخش به نظر نمی‌رسد شانس زیادی برای بردن جایزه داشته باشد.

امسال روی فرش قرمز اسکار تازه واردهای اسکار مانند الن پیج، ویگو مورتنسن و کیسی افلک در کنار قدیمی‌هایی مانند تامی لی جونز و کیت بلانشت قدم می‌زنند.

* بهترین فیلم: تاوان / جانو / مایکل کلیتن / پیرمردها کشوری ندارند / خون بپا می‌شود

جو رایت کارگردان "تاوان" در بخش بهترین کارگردان نامزد نشده که این از نگاه سئوال‌برانگیز اعضاء آکادمی نسبت به فیلم او خبر می‌دهد. رای‌دهنده‌ها بیش از آنکه "خون بپا می شود" را دوست داشته باشند، آن را تحسین می‌کنند و "مایکل کلیتن" به لطف محبوبیت جرج کلونی ستاره فیلم، مطرح شده است.

برنده: "پیرمردها کشوری ندارند" به نظر پیروز این بخش است. این فیلم به سبک وسترن‌های کلاسیک، داستانی جذاب را درباره یک معامله مواد مخدر به هم ریخته در تگزاس و پیامدهای آن به تصویر می‌کشد.

نتیجه غیرقابل‌انتظار: "جانو" به اندازه فیلم "لیتل میس سانشاین" محبوب است. پس از انتخاب "مردگان" به عنوان بهترین فیلم سال گذشته، شاید رای‌دهندگان آکادمی این حس را داشته باشند که بهتر است جوایز اصلی را به فیلمی عاری از خشونت اعطاء کنند. هر چند توفیق تجاری چندان لحاظ نیست، اما این نکته را باید در نظر داشت داشت که "پیرمردها کشوری ندارند" و "جانو" پرفروشترین فیلم‌های بخش خود هستند و دومی 100 میلیون دلار فروخته که تقریبا دو برابر "پیرمردها کشوری ندارند" است.

* بهترین بازیگر مرد: جرج کلونی، "مایکل کلیتن" / دنیل دی ـ لوئیس، "خون بپا می‌شود" / جانی دپ، "سوئینی تاد" / تامی لی جونز، "در دره الله" / ویگو مورتنسن، "قول‌های شرقی"

بعضی از نقش‌آفرینی‌ها از همان صحنه‌های آغازین اسکار را "داد" می‌زنند . نمونه آن هیث لجر در "کوهستان بروکبک" بود. زمان نشان خواهد داد اعطاء جایزه اسکار آن سال به فیلیپ سیمور هافمن برای "کاپوتی" چه قدر اشتباه بود. با این توصیف دی - لوئیس باید خوشحال باشد امسال هافمن برای بازی در فیلم "جنگ چارلی ویلسن" در بخش بهترین بازیگر مرد نقش مکمل نامزد شده است.

کمتر کسی نقش‌آفرینی حزن انگیز جونز را در نقش پدری که می‌کوشد همزمان با تحقیق درباره مرگ پسرش، خود را حفظ کند، یا حضور مورتنسن را در نقش یک مافیای روسی دیده باشد. خوشبختانه نامزدی آنها باعث شد فروش دی وی دی فیلم هایشان بیشتر شود.

برنده: حضور دی ـ لوئیس به نقش یک غول نفتی فریبکار و حریص یه یک شاهکار می‌ماند. او در هر صحنه هست و هیچگاه کاری خارج از شخصیت خود در فیلم انجام نمی‌دهد. حضور او به عنوان نمونه یک نقش‌آفرینی کلاسیک در تاریخ ثبت خواهد شد.

نتیجه غیرقابل انتظار: هالیوود عاشق کلونی است که در نقش یک وکیل بدنام در "مایکل کلیتن" بهترین بازی خود را ارائه می‌دهد. هر چند بهترین نقش‌آفرینی او باز به پای دی ـ لوئیس نمی‌رسد.

* بهترین بازیگر زن: کیت بلانشت، "الیزابت: عصر طلایی" / جولی کریستی، "دور از او" / ماریون کوتیلارد، "زندگی به رنگ صورتی" / لورا لینی، "سویج‌ها" / الن پیج، "جانو"

کمبود نقش‌های پرزحمت برای زنان در سال 2007 از فهرست نامزدهای این بخش مشخص است. دیدن نقش‌آفرینی های بلانشت همیشه کاری آسان است، اما ملکه او در فیلم "الیزابت"به چهره‌ای مومی می‌ماند. به نظر می رسد هر دو الیزابت باید قید حضور روی صحنه را بزنند. پیج، شایان ستایش است، اما در 20 سالگی فاقد جاذبه یک بازیگر زن برنده اسکار است. نقش‌آفرینی لینی به لحاظ احساسی چیزی بیش از فیلم‌های قبلی او نیست.منبع:خبر گزاری مهر

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 11:3  توسط سجاد طواف  | 

در پی کسب خرس نقره ای برلین؛

سينماي ما- محمدرضا جعفري‌جلوه پس از كسب جايزه خرس نقره‌اي برلين توسط رضا ناجي بازيگر فيلم «آواز گنجشك‌ها»‌ در جشنواره برلين، اظهار داشت: آنچه از حضور آقاي مجيدي و فيلم ارزشمند «آواز گنجشك‌ها» در جشنواره برلين حاصل شده است، در راستاي روايت صميمانه، نگاه نجيب، عدالت‌خواه و مؤمنانه فيلمساز توانايي است كه در خلق شخصيت، تبلور منش و خصال ايراني اسلامي همواره موفق بوده و به واقع يكي از نشانه‌هاي سينماي ملي در كشور ما است.
وي افزود: در طي دو‌دهه‌اي كه اين هنرمند آثار ارزشمندي را به سينماي ايران و جهان ارائه كرده، رويكرد به اين نوع سينما در آثارش مشهود است و در نتيجه توفيق او، توفيق سينماي ملي است و در واقع، توفيق همان نگاه صميمي و صادقانه‌اي است كه او به انسان، جهان و مسائل بشري داشته است. اين نگاه، نگاهي طبيبانه به رنج‌هاي بشر بوده و نگاهي اميد آفرين و موحدانه‌ به قصد درمان چنين رنج‌هايي است.
جعفري جلوه اظهار داشت: بايد اين توفيق را به رضا ناجي بازيگر صميمي اين فيلم و كارگردان توانايش مجيد مجيدي و سينماي ايران تبريك گفت. در واقع جهان از سينماي ايران، سينمايي لطيف با نشانه‌هايي مختص يك جامعه شرقي و ايراني و در واقع موحد و اسلامي را انتظار دارد. وقتي يك اثر سينمايي بتواند اين ويژ‌گي‌ها را نمايندگي كند، بر چشم مخاطب جهاني مي‌نشيند و سينماي ايران را به صدر مي‌كشاند.
وي ادامه داد: ‌ارائه و عرضه چنين آثاري يا به تعبيري روايت‌ صادقانه منش، كنش و واكنش انسان ايراني اسلامي و روايت قصه‌هاي ناب و لطيف و خانواده‌گرا، عفيف و شريف ايراني، مي‌تواند حضور اين سينما را در عرصه‌هاي مختلف جشنواره‌اي و همينطور در تعامل با مخاطب عمومي در سطح جهان، تبديل به حضوري موثر، موفق و تابناك كند.
معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اظهار داشت: راه صعود به جايگاه رفيع در سينماي جهان براي سينماي ايران ، دستيابي به سينمايي هويت گرا ، واقع نگر و اميد آفرين و روايتگر فرهنگ و هويت پهلواني دانست، يعني در يك كلمه نماد واقعي سينماي ملي ، كه تعيين كننده توفيق اين سينما هم در تعامل با مخاطب ملي و هم در تعامل با مخاطب جهاني خواهد بود. نوشته شده توسط:صاحب طواف.منبع:سایت سینمای ما.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 12:13  توسط سجاد طواف  | 

اما آمار ارائه شده در اینباره......

 

 

 

 

 

 

                                                     آمار انتخاب بهترین فیلم اسکار ۲۰۰۸

 

 

 Best Motion Picture of the Year 

 

 


    -- "No Country for Old Men" (20 percent)
    -- "Juno" (18 percent)
    -- "Atonement" (16 percent)
    -- "Michael Clayton" (14 percent)
    -- "There Will Be Blood" (10 percent)

 

 

 

 

 

آمار انتخاب بهترین هنرپیشه نقش اول مرد اسکار ۲۰۰۸ :

 

 

Best Actor in a Leading Role 

 

 

 


    -- Johnny Depp in "Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street"
       (27 percent)
    -- George Clooney in "Michael Clayton" (24 percent)
    -- Daniel Day Lewis in "There Will Be Blood" (15 percent)
    -- Tommy Lee Jones in "In The Valley of Elah" (7 percent)
    -- Viggo Mortensen in "Eastern Promises" (6 percent)

 

 


 

آمار انتخاب بهترین هنرپیشه نقش اول زن اسکار ۲۰۰۸ :

 

 

 

 Best Actress in a Leading Role 

 

 


    -- Ellen Page in "Juno" (30 percent)
    -- Cate Blanchett in "Elizabeth: The Golden Age" (27 percent)
    -- Julie Christie in "Away from Her" (9 percent)
    -- Marion Cotillard in "La Vie en Rose" (5 percent)
    -- Laura Linney in "The Savages" (4 percent)

 

 

 

 

آمار انتخاب بهترین هنرپیشه نقش مکمل مرد اسکار ۲۰۰۸ :

 

 

 

 

 Best Actor in a Supporting Role 

 

 


    -- Philip Seymour Hoffman in "Charlie Wilson's War" (23 percent)
    -- Javier Bardem in "No Country for Old Men" (21 percent)
    -- Hal Holbrook in "Into The Wild" (12 percent)
    -- Casey Affleck in "The Assassination of Jesse James by the Coward Robert
       Ford" (12 percent)
    -- Tom Wilkinson in "Michael Clayton" (8 percent)


 

 

 

آمار انتخاب بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن اسکار ۲۰۰۸ :

 

 

 

 

    Best Actress in a Supporting Role

 

 
    -- Ruby Dee in "American Gangster" (24 percent)
    -- Cate Blanchett in "I'm Not There" (17 percent)
    -- Saoirse Ronan in "Atonement" (14 percent)
    -- Tilda Swinton in "Michael Clayton" (10 percent)
    --  in "Gone Baby Gone" (9 percent)

 

 

 حالا باید تا روز ۲۴ فوریه منتظر بود و دید انتخاب مردم با اعضای آکادمی اسکار چقدر نزدیکه ؟ 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:24  توسط سجاد طواف  | 

برندگان اسکار معرفی شدند اما نه از جانب آکادمی اسکار ! 

 

 

           

 

 

 

به گزارش سایت Yahoo آکادمی اسکار در روز ۲۴ فوریه برندگان خوش اقبال اسکار ۲۰۰۸ رو اعلام خواهد کرد برندگانی که بیشترین آرا رو از اعضای آکادمی دریافت میکنند اما...... 

 

 

         

 

 لیست این برندگان ممکن است با برندگان منتخب مردم متفاوت باشه ! 

 بر اساس نظرسنجی سایت Yahoo مردم علاقه دارند کاندیدهای زیر برنده جایزه اسکار بشوند 

 

 

 

                                                     

 

 

                      Oscar statuettes, which will be distributed to winners at this ... 

 

 

 

 

 

                                               برندگان منتخب اسکار از جانب مردم

   

 

 

 

 

 

 

بهترین فیلم : کشوری برای پیرمردها نیست 

 

 

                                Miramax Films' No Country For Old Men

 

 

 

 

 

بهترین بازیگر نقش اول مرد : جانی دپ در فیلم سوئینی تاد 

 

 

 

 

                       Johnny Depp in DreamWorks Pictures' Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street 

 

 

                         Johnny Depp in DreamWorks Pictures' Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street

             

                          Johnny Depp in DreamWorks Pictures' Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street

 

 

 

 

 

بهترین بازیگر نقش اول زن : الن پیج در فیلم جونو

 

 

                                Ellen Page in Fox Searchlight's Juno 

 

                        Ellen Page and Olivia Thirlby in Fox Searchlight's Juno 

 

 

 

 

  

 

 

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد : فیلپ سیمور هافمن در فیلم جنگ چارلی ویلسن 

 

 

 

 

                    Philip Seymour Hoffman in Universal Pictures' Charlie Wilson's War 

 

 

                      Tom Hanks and Philip Seymour Hoffman in Universal Pictures' Charlie Wilson's War

 

 

 

 

 

بهترین بازیگر نقش مکمل زن :روبی دی در فیلم گنگستر امریکایی

 

 

 

 

                        Ruby Dee and Denzel Washington in Universal Pictures' American Gangster 

 

 

                             Denzel Washington and Ruby Dee in Universal Pictures' American Gangster

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:6  توسط سجاد طواف  | 

سلام 

 با توجه با اینکه داریم به بزرگترین رویداد سینمایی سال نزدیک میشم براتون چندتا عکس خیلی جدید از کاندیدهای اسکار در ضیافت ناهار آکادمی اسکار که در هتل هیلتون بورلی هیلز برگزار شده بود گذاشتم : 

 

    ماریون کوتیلارد

                              Marion Cotillard
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com

    

                                         Marion Cotillard
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com
 

   

 

 

 

الن پیج            

 

 

                                      Ellen Page
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com
 

 

 

                                         Ellen Page
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com
               

 

 

 

 

جورج کلونی

 

 

                                George Clooney
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com
                    

 

                 

           

 

ویگو مورتنسن                        

 

 

 

                                Viggo Mortensen
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com
                

 

 

 

خاویر باردم                 

 

 

                                   Javier Bardem
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com 

 

 

 

جولی کریستی                         

 

                                   Julie Christie
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com             

 

         

 

کیسی افلک

 

 

                                  Casey Affleck
80th Annual Academy Awards Nominees Luncheon
Beverly Hills, CA - 2/4/2008
Steve Granitz, WireImage.com             

                   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:59  توسط سجاد طواف  | 

كاراگاهان ويژه

اطلاعات كلي

 

شبکه سه

 شبکه:

 

اجتماعي

 :موضوع  

 

فيلم و سريال

:گروه  

 

داستاني

:قالب  

 

توليدي

 :نوع برنامه  

 

عام

:مخاطب  

 

تاريخ ها , زمان ها 

 

86/6/1 :تاریخ تولید    

 

  تعداد قسمتها: 18

 

  مدت هر قسمت: 45

 

  مدت زمان کل برنامه: 810

 

اطلاعات عوامل توليد

 

ايرج محمدي و مهران مهام

:تهيه كنندگان

 

 :نمونه فيلم   

 
 

 :نمونه عکس   

 
1     2     3     4     5     6     7     8     9     10    
11     12    
 
 

:شرح مختصر   

مجموعه كاراگاهان ويژه بصورت اپزوديك مي باشد كه در هر قسمت يك داستان واقعي را پيگيري ميكند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 12:0  توسط سجاد طواف  | 

خوب دوستان این هم کلیپی که قولش رو داده بودم . این یک کلیپ فوق العاده از کیم آه جونگ بازیگر نقش ها جین ( دختر محافظ در گروه سول پیونگ ) در امپراطور دریا هست که مطمئن باشید هیچ جا گیر نمیاد . برام خیلی جالب بود که ایشون خواننده هم هستند . البته شعری که خونده بود تا حدودی سبک بود ولی خوب در کل جالب بود . در ضمن این کلیپ کاملا به سبک کره ای مدرن تهیه شده که دوستانی که با این سبک آشنایی ندارند میتونند با این کلیپ از این سبک با خبر بشند ( البته من زیاد از این سبک خوشم نمیاد ) .



برای دانلود کلیپ برروی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود کلیپ هاجین ( باریگر امپراطور دریا )

در ضمن دوستانی هم که نمی تونند این کلیپ رو ببینند میتونن با دانلود این نرم افزار مشکلشون رو حل کنند .


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:13  توسط سجاد طواف  | 

خوب بدلیل درخواست یکی از دوستان امشب درباره سریال پرطرفدار جومانگ می نویسم .

مشخصات :

تهیه کننده : شبکه MBC
تعداد قسمت : 81
مدت هر قسمت : 60 دقیقه
سال انتشار : 2006 تا 2007





خوب همونطور که می دونید در این سریال 2 تا از بازیگران محبوب ما یعنی سانگ ایل گوک ( یوم جانگ در امپراطور دریا )  و  کیون میری ( بانو چویی در جواهری در قصر )  بازی می کنند  . کیون میری نقشش در این سریال کم و بیش مثل نقش بانو چویی می مونه با این تفاوت که ایندفعه خود ملکه هست و البته به اون بدی هم نیست ولی در کل در جبهه منفی سریال قرار داره .

سانگ ایل گوک محبوب ما هم اینبار با نقش پرنس جومانگ با عنوان بازیگر نقش اول در این سریال ظاهر میشه و بازی کاملا" متفاوتی رو نسبت به بازیش در امپراطور دریا بنمایش می گذاره . در سریال امپراطور دریا ما شاهد شخصیت بسیار جدی و غمگین یوم جانگ بودیم که از اول سریال با مهارتش در هنرهای رزمی همه رو شگفت زده می کرد ولی جومانگ سریال ما یک شخصیت بی خیالی هست که معمولا" در حال جوک گفتن و تفریح خودش هست و کلا" شخصیت ضعیف و ترسویی هست .



امپراطور دريا - امپراتور دريا

جومانگ وقتی متوجه میشه که برادران ناتنیش قصد کشتن و از صحنه خارج کردن اون رو دارند تلاش می کنه که انتظارات و پدر و مادرش ( شاه و ملکه دوم ) رو برآورده کنه و شروع به ساختن خودش می کنه تا جایی که مهارت هاش در هنرهای رزمی و استراتژی های ذهنیش در بالاترین حد ممکن قرار می گیره ولی پرنس جومانگ هنوز تشنه یادگیری هست .

اما درست در این زمان پرنس متوجه رازی خانوادگی میشه که خیلی چیزهارو عوض می کنه و جومانگ رو در راهی قرار می ده که بازگشتی نداره .


امپراطور دريا - امپراتور دريا

امپراطور دريا - امپراتور دريا


خوب دوستان امیدوارم که خوشتون اومده باشه . سریال فوق العاده جذابی هست و  امیدوارم که اگر زمانی وقت مشاهده 81 ساعته جومانگ رو داشتید به هیچ وجه از دستش ندید .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 11:54  توسط سجاد طواف  | 

نامزدهاي بخش‌ مسابقه جشنواره بيست‌وششم فيلم‌فجر معرفي شدند
نامزدهاي بخش‌ مسابقه جشنواره بيست‌وششم فيلم‌فجر معرفي شدند

سینمای ما - نامزدهاي دريافت سيمرغ بخش سوداي سيمرغ- مسابقه سينماي ايران در بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر اعلام شد. به گزارش سینمای ما به نقل از روابط عمومي جشنواره، نامزدهاي بخش هاي مختلف جشنواره امسال به شرح زير اعلام شد:

نامزدهاي جايزه ويژه سينماي ايران به نگاه ملي :
آتش سبز
آواز گنجشك‌ها
به همين سادگي
فرزند خاك
هامون و دريا

نامزدهاي بهترين فيلم:
آواز گنجشك‌ها، به تهيه كنندگي (مجيد مجيدي)
باد در علفزار مي‌پيچد، به تهيه كنندگي (فتح‌اله جعفري جوزاني)
به همين سادگي، به تهيه كنندگي (سيدرضا ميركريمي)

نامزدهاي بهترين كارگرداني:
محمدعلي طالبي براي كارگرداني فيلم (ديوار)
مجيد مجيدي براي كارگرداني فيلم (آواز گنجشك‌ها)
خسرو معصومي براي كارگرداني فيلم (باد در علفزار مي‌پيچد)
سيدرضا ميركريمي براي كارگرداني فيلم (به همين سادگي)

نامزدهاي بهترين فيلمنامه:
عليرضا اميني و محسن طنابنده براي فيلمنامه (استشهادي براي خدا)
غلامرضا رمضاني براي فيلمنامه (سبز كوچك)
مجيد مجيدي و مهران كاشاني براي فيلمنامه (آواز گنجشك‌ها)
خسرو معصومي براي فيلمنامه (باد در علفزار مي‌پيچد)
سيدرضا ميركريمي و شادمهر راستين براي فيلمنامه (به همين سادگي)

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن:
الناز شاكردوست براي فيلم (باد در علفزار مي‌پيچد)
گلشيفته فراهاني براي فيلم‌هاي (ديوار) و (هميشه پاي يك زن در ميان است)
هنگامه قاضياني براي فيلم (به همين سادگي)

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد:
شهاب حسيني براي فيلم (محيا)
امين حيايي براي فيلم (شب)
حبيب رضايي براي فيلم (هميشه پاي يك زن در ميان است)
محمدرضا فروتن براي فيلم (كنعان)
رضا ناجي براي فيلم (آوازگنجشك‌ها)

نامزدهاي بهترين فيلمبرداري:
محمد آلاد پوش براي فيلم (به همين سادگي)
عليرضا زرين دست براي فيلم (فرزند خاك)
حسين جعفريان براي فيلم (ديوار)
محمدرضا سكوت براي فيلم (استشهادي براي خدا)
تورج منصوري براي فيلم (آواز گنجشك‌ها)

نامزدهاي بهترين تدوين:
حسن حسندوست براي فيلم‌هاي ( آواز گنجشك‌ها), (باد در علفزار مي‌پيچد) و (ديوار)
مهدي حسيني‌وند براي فيلم‌ (فرزند خاك)
بهرام دهقاني و رضا شيرواني براي فيلم (هامون و دريا)
نامزدهاي بهترين موسيقي متن:
فردين خلعتبري براي فيلم (هامون و دريا)
محمدرضا درويشي براي فيلم (آتش سبز)
حسين عليزاده براي فيلم (آواز گنجشك‌ها)
محمدرضا عليقلي براي فيلم‌هاي (به همين سادگي) و (شب)

نامزدهاي بهترين بازيگر زن نقش مكمل:
افسانه بايگان براي فيلم (كنعان)
مريم بوباني براي فيلم (محيا)
نيره فراهاني براي فيلم (به همين سادگي)
نيوشا ضيغمي براي فيلم (حس پنهان)
مهتاب نصيرپور براي فيلم (فرزند خاك)

نامزدهاي بهترين بازيگر مرد نقش مكمل:
سياوش چراغي‌پور براي فيلم (هميشه پاي يك زن در ميان است)
محمد كاسبي براي فيلم (ديوار)
محسن طنابنده براي فيلم (استشهادي براي خدا)
مهران مديري براي فيلم (هميشه پاي يك زن در ميان است)
حسن نجاريان براي فيلم (فرزند خاك)

نامزدهاي بهترين صداي فيلم:
بهمن اردلان براي فيلم (كنعان)
محمدرضا دلپاك و يدالله نجفي براي فيلم (آواز گنجشك‌ها)
ايرج شهزادي براي فيلم (آتش سبز)
احمد صالحي براي فيلم (باد در علفزار مي‌پيچد)
مهران ملكوتي براي فيلم (به همين سادگي)

نامزدهاي بهترين طراحي صحنه و لباس:
سعيد آهنگراني براي فيلم (ديوار)
عباس بلوندي براي فيلم (فرزند خاك)
شيوا رشيديان براي فيلم (به همين سادگي)
ژيلا مهرجويي و شعله نواب تهراني براي فيلم (آتش سبز)
اصغر نژاد ايماني براي فيلم (آواز گنجشك‌ها)

نامزدهاي بهترين جلوه هاي ويژه:
داود رسوليان براي فيلم (فرزند خاك)
محسن روزبهاني براي فيلم (هامون و دريا)
حسين طلابيگي براي فيلم (پرچم‌هاي قلعه كاوه)

نامزدهاي بهترين چهره پردازي:
جلال‌الدين معيريان براي فيلم (پرچم‌هاي قلعه كاوه)
سعيد ملكان براي فيلم (آواز گنجشك‌ها)
محسن ملكي براي فيلم (آتش سبز)
نوشته شده توسط hamed در شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ و ساعت 21:56 [+] | نظرات ( 0)
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 10:17  توسط سجاد طواف  | 




نام کامل : پارک سو اء
تاریخ تولد : 25 جولای
1980 سن : 27 سال
قد : 168 سانتیمتر
وزن : 46 کیلو
نقش : جانگ هوا در سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا )
تفریح : شنا کردن

سریال هایی که خانوم سو اء در اونها ایفای نقش کردند :


KBS : امپراطور دریا (2004)
KBS : بوسه آپریل (2004)
MBC : Merry-Go-Round / Carousel (2003)
MBC : نامه عاشقانه (2003)
MBC : The Maengs Success Period (2002)
MBC : Yeob gi Bal Ral Hong Seon Saeng (2002) MBC : Jak Sarang (2002)

فیلم های سینمایی :


Wedding Campaign (2005) A Family (2004)

جایزه هایی که خانم سو اء برنده شده اند :

جایزه اژدهای آبی در سال 2004 بعنوان بهترین بازیگر زن برای فیلم یک خانواده

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11:30  توسط سجاد طواف  | 

بیوگرافی گونگ بوک یکی از بازیگر های نقش اول سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا ) :




نام : چویی سو جانگ
شغل : بازیگر
تاریخ تولد : 1962
سن : 45 سال
مکان تول : کره جنوبی
قد : 174 سانتیمتر
وزن : 68 کیلو
خانواده : با هنرپیشه زن ها هی را ازدواج کرده است
تحصیلات : فارق التحصیل دانشگاه ایلت کولورادو

مجموعه های تلویزیونی :

Dae Jo Yeong (KBS, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
On the Green Fields (KBS, 2003)
Ijema
Emperor Wang Gun (KBS, 2000)
When She Beckons
First Love (KBS, 1996)

فیلم های سینمایی :

A Man Who Can’t Even Kiss (1994)
A Woman of Downstairs and a Man of Upstairs (1992)
Do You Like Rain Stopped Afternoon (1991)
In a Starry Night (1991)
To You Once Again (1991)
Well, It’s a Secret (1990)
Il Ji Mae, the Superman (1990)
A Young Punch (1988)

جوایز :

دریافت جایزه مشهورترین هنرپیشه مرد در سال 2002
دریافت جایزه هنرپیشه مرد سال در سال 2001



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11:28  توسط سجاد طواف  | 


این هم بیوگرافی چی ریونگ دختر سول پیونگ در مجموعه تلویزیونی امپراطور دریا که خیلی هم طرفدار داره . یه نکته جالب رو هم بگم که اوایل سریال در یکی تالارهای گفتمان ایرانی ( PersianTools ) شخصیت جانگهوا طرفدارای زیادی داشت ( مخصوصا" بین پسرهای با جنبه و خوش فکر امروز ایران !!! ) ولی کم کم بعد از قسمتهای 12 13 همه جانگهوا رو کنار گذاشتند و طرفدار پروپاقرص چی ریونگ شدند . حالا ما نفهمیدیم دیگه قضیه قیافه بود , طرز فکر بود , مرام بود , انتظارات پایین بود , پدر با مکنت مالی بود و ......



نام اصلی : چی جونگ آن ( بر اساس اسامی کره ای اسم میشه : جونگ آن و فامیل میشه چی ( chae )  )
نام در سریال امپراطور دریا : چی ریونگ
متولد 9 سپتامبر 1977
سن : 30 سال
قد : 172 سانتیمتر
وزن : 48 کیلوگرم

چی جونگ آن در سال 1977 در بوسان کره جنوبی بدنیا آمد . او یک بازیگر و خواننده کره ای می باشد و شروع فعالیت هنری اش در سال 1995 است .
درس ال 2001 او در نقش اصلی یک سریال موزیکال به نام "مینا" بازی کرد و بسیاری از ترانه های او در همین سریال خوانده شده است .

او در سال 2005 با کیم سانگ چول ازدواج کرد و البته هنوز هم بچه دار نشده است .

حتما از اینکه شنیدین دختر سول پیونگ در امپراطور دریا یه خواننده هست تعجب کردین . ولی تعجب نکنید این قضیه زیاد هم در کره عجیب نیست . تا چند وقت دیگه یه کلیپ از یکی دیگه از دخترهای سریال امپراطور دریا براتون می گذارم تا دقیقا" بگیرین که قضیه چیه ....


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11:26  توسط سجاد طواف  | 


خوب دوستان عزیز . بخش کلیپ های تصویری سایت هم راه اندازی شد و از این به بعد سعی می کنم هر هفته حداقل یک کلیپ براتون بگذارم . این کلیپ ها مربوط به بازیگران و یا بعضی صحنه های سریال امپراطور دریاست که همشون کلیپ های فوق العاده زیبایی هستند .

امروز یک کلیپ برای طرفداران پروپاقرص سانگ ایل گوک ( یوم جانگ در امپراطور دریا ) می گذارم که مربوط به سریال اخیر این بازیگر یعنی سریال بسیار زیبای جومانگ است . این سریال تقریبا" بعد از امپراطور دریا ساخته شده و حدود 80 قسمت هم ادامه داره که هنرپیشه اصلیش هم همین سانگ ایل گوک هست . این کلیپ بصورت تریلر ساخته شده و بخشهایی از صحنه های رزمی این سریال رو به نمایش می گذاره . نظراتتون رو درباره این کلیپ ها و اینکه میتونید دانلودشون کنید یا نه حتما" در زیر این مطلب عنوان کنید .



حجم فایل : 4.5 مگابایت ( قابل دانلود توسط نرم افزارهای دانلود منیجر مثل IDM و .... )

برای دانلود این کلیپ بصورت مستقیم از سایت رسمی سریال امپراطور دریا برروی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود کلیپ سانگ ایل گوک
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11:20  توسط سجاد طواف  | 

سریال کره ای دوران محبوبیت یا Terms of Endearment یک سریال کره ای با بازی 2 تن از بازیگران محبوب ما در امپراطور دریا یعنی سانگ ایل گوک  ( یوم جانگ ) و چی سی را ( بانو جمی ) می باشد .


نام دیگر : شرایط عشق
تعداد قسمت ها : 60
مدت هر قسمت : 1 ساعت
سال انتشار : 2004
شبکه : KBS 2

این سریال درباره مشکلاتیست که یک دختر می تونه در هنگام زندگی با نامزدش قبل از ازدواج داشته باشه و از آنجایی که کره از نظر آمار بالای طلاق در جهان دوم هست این سریال هم تمرکز زیادی روی این مسئله و دلایل اون داره . این مجموعه سعی داره که معنای مقدس ازدواج و اهمیت خانواده رو بصورت یک داستان از واقعیت های جامعه نشون بده .
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11:13  توسط سجاد طواف  | 










+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11:8  توسط سجاد طواف  | 

روزگار را نمي‌بخشم‌ ( يادداشت حامد بهداد به بهانه نمايش مستند «مارلون براندو» در جشنواره فيلم فجر )

سينماي ما - اين مستند را ديدم. براندو بزرگتر از آن چيزي بود كه من فكر مي‌كردم و بزرگتر از آن چيزي است كه آل پاچينو مي‌گفت و اين فيلم به ما مي‌گويد. من فهميدم براندو زواياي پنهان بيشتري دارد براي تحقيق و پژوهش. خيلي خيلي گريه كردم. روزگار را نمي‌بخشم به خاطر اينكه آرزوي ديدن او (از نزديك) را از من گرفت...
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 10:6  توسط سجاد طواف  | 




تغييرات جديد در جدول فيلم‌هاي ايراني
احتمال خروج «دايره زنگي» از بخش ميهمان جشنواره فيلم فجر

 
سينماي ما : «دايره زنگي» به احتمال فراوان از فهرست فيلم‌هاي بخش‌ ميهمان جشنواره خارج مي‌شود. در حاليكه دست‌اندركاران فستيوال فيلم فجر به دليل برخي اصلاحيه‌ها فيلم پريسا بخت‌آور را از بخش مسابقه خارج كرده و دربخش ميهمان پذيرفتند روزگذشته شنيديم دايره زنگي از اين بخش جشنواره هم خارج شده تا ....
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:59  توسط سجاد طواف  | 

دانلود کلیپ های تبلیغاتی یانگوم :

 

دانلود کلیپ اول

دانلود کلیپ دوم

دانلود کلیپ سوم

دانلود کلیپ چهارم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:3  توسط سجاد طواف  | 

مطالب قدیمی‌تر