قسمت سوم:

در قسمت سوم به نوع چینش و یا همان گزینش هنرمندانه شخصیت های
فرعی در کنار شخصیت اصلی افزون بر آن که به آنها رنگ و قوام خوبی داده
به زیبایی و جذابتر شدن عمیق تر شدن شخصیت اصلی منجر خواهد شد.
در افسانه جومونگ میتوان نقش های فرعی متنوعی را سراغ گرفت که
کوشیده اند در این چارچوب نمود پیدا کنند. حادثه پردازی در افسانه
جوموگ ضمن جذابیتی که به اثر داده آن را از ضرباهنگ خوشتری بهره مند
کرده است.همگام با حوادثی که بیشتر مایه هایی از احساس و عواطف انسانی
دارند آمیخته کردن برخی از این صحنه ها و سکانس ها با درگیری های رزمی به
گسترش مخاطبان می افزاید. از شیوه کارگردانی واجرای بازی های
چشم نواز که بگذریم به موارد دیگری از هنر بر می خوریم که میتوانند برای
هنر سینما و تلویزیون ما قابل تامل باشد به عنوان نمونه نورپردازی آن که جذابیت
خاصی را به آن می داد.
افسانه جومونگ که در کشور صنعتی و مدرن کره جنوبی ساخته شده است
از جنبه های دیگر هم بحث برانگیز است. که چطور در این کشور پیشرفته که
ما دقیقا یا کم و بیش از پیشینه تاریخی آن اطلاعاتی نداریم چگونه باید سریالی
بسازد که با این حجم بالایی از طیف مخاطب روبرو شود و تا قسمت آخر هم بیننده
را به دنبال بکشاند و با شخصیت اصلی داستان هم همذات 
پنداری کند ولی در کشور خودمان با آن پیشینه تاریخی حتی حرفی برای
گفتن نداشته باشیم که سریالی بسازیم خواستیم سریال رستم و سهراب را
بسازیم که از اول پخشش در صدا و سیما خنده دار بود و قسمت های پایانی اش
سر از ارتش آمریکا در عراق درآورد و نفهمیدیم به سر سهراب مادرمرده
چه در آمد؟ آخر ما تا کی باید ندانم کاری کنیم اصلا باید از کجا شروع کنیم.
حداقل جای بسی امیدواری هست که سریالی مانند جمشید غیاث الدین کاشانی
ساخته شود که با اساطیر خود آشنا شویم..................
پایان قسمت سوم
قسمت دوم:

تضاد و تنش های جومونگ به وی موقعیت جذاب و عمیق تری داده است.
از سویی او با دریافت آن که پدرش فردی دیگر بوده است شدیدترین تکان ها
را در درونش ایجاد میکند و خود را با آینده ایی تیره و تار تصور میکند و از طرف
دیگر توطئه های وزیر و بانوی اول و دوشاهزاده و همچنین برخورد با پدر واقعی اش
از نظر شخصیتی او را دچار فراز و فرودهایی میکند که
نتیجه اش برای بیننده ایجاد زمینه های همذات پنداری بیشتری با وی است.
به موازات این حسادت ها و کینه ورزی های مخالفانش نحوه رفتار های درونی
و بیرونی امپراطور با مادر جومونگ و هموسو و حتی برخوردش با
خود جومونگ نسبت به یکدیگر دارای آمیزه ایی از منطق و عواطف انسانی
است که برای علاقه مندان به این گونه آثار جذاب است.
شخصیت در هر سریالی ظرفیت مطلوبی را برای پردازش و توجه به
دقیق ترین زوایای فکری و رفتار انسانی فراهم می آورد.
که اگر این زوایای فکری در اختیار متن قرار بگیرد میتوان بخوبی این
خصوصیات ذاتی را نیز پرورش داد. توجه به این ارتباطات ظریف در
افسانه جومونگ به شخصیت ها استحکام باور پذیری بیشتری داده
و آنها را حسی تر کرده است.از دیگر عناصری که به ماندگاری و گیرایی
شخصیت کمک میکند تضاد و سرنوشت های غیر قابل انتظار ودر عین حال
باورپذیرانه ایی است کهطراحی میگردد.به طور مثال کشف حقیقت راز
خانوادگی از سوی جومونگ یا مرگ هموسو را میتوان از همین منظر دانست.

پایان قسمت دوم
سلام..............
بعد از 3 ماه نبودن در کنار شما ها نمیدونم چجوری شروع کنم تقریبا کم و بیش تا اونجایی که میتونستم بهتون سر میزدم ولی نمیتونستم نظری بزارم ولی خیلی خوشحال شدم که تو این مدت شما بهم سر می زدید و با اون
نظرهای قشنگتون منو تو این مدت دلگرم میکردید و باعث شده که من قویتر
و البته به لطف خدا بهتر از گذشته برگردم از همه شما دوستای عزیزم متشکرم............................
خب بعد از این همه دوری با دستی پر پیشتون اومدم نقدی درباره
مجموعه افسانه جومونگ...............

افسانه جومونگ در ژانر حماسی- رزمی قرار دارد. در این میان عاملی که القا کننده چنین پنداری در ما می گردد شخصیت هموسو است. نحوه تعامل و طراحی او در ارتباط با همسر- فرزند و مهارت غریبش در فنون رزمی با
(وجود نابینایی) و همچنین چگونگی کشته شدن ظاهریش در رویارویی
با سپاه و شاهزادگان به میزان قایل توجهی فضاسازی های شاهنامه فردوسی
را برایمان تداعی میکرد که آن هم اثری حماسی با فرهنگ و بن مایه های
ایرانی است. سریال جومونگ فروغ و جلوه پر کششی از نظر بار دراماتیکی
دارد. موقعیت توانمند جومونگ با بازی سونگ ایل گوگ در کنار دو فرزند
دیگر امپراطور به هنگام روشن شدن این حقیقت که او از پدری دیگر زاده
شده وضعیت دیگری میابد از آن پس است که همگامی بیشتر دوربین با
جومونگ نمود اثر گذارتری پیدا میکند. آشنایی و برقراری ارتباط جومونگ
با هموسو و رویدادهای پس از آن دیدار هموسو با یوها و دستور قتل
ناجوانمردانه هموسو اوج و نقطه عطف عمیق تری به روایت می بخشد.
در این سریال نماد هایی از شخصیت و تیپ های مثبت و منفی
رنگارنگی را می بینیم که هر یک نمایشگر یکی از ویژگی های انسانی اند
به گونه ایی که هر یک از ما در موقعیت مخاطب می توانیم بخش یا قسمت هایی از آرمان یا نوع رفتاری و اخلاقی مان را در آنها بنگریم. این اثر زمینه
های گوناگونی را برای جذابیت و اثر گذاری روی مخاطب دارد به علت همان
جنبه ها و توجه به ارزش های انسانی اش توانسته در میان مخاطبان
جامعه مان نیز طرفدارانی برای خود بیابد که به این مهم نیز به خوبی دست
پیدا کرد.افزون بر مضامین تعالی بخش افسانه جومونگ از جهت جنبه های هنری مزیت هایی دارد که آن را پر درخشش تر کرده است و بیشترین اثر
در این زمینه را باید در فیلمنامه منسجم آن جستجو کرد. تعدد و تنوع
شخصیت ها گره افکنی های طراحی شده به گونه ایی است که بیننده
را راغب می کند تا روشن شدن فرجام نهایی هر یک از آنها وقایع و
رویدادها را دنبال کند......................................
پایان قسمت اول
خب بریم سراغ آپ امروزمون.......... تا آخر بخونید و بعد نظر بدید لطفا!

حدود
ده سال پس از نمایش مردان آنجلس ساخته فرج الله سلحشور شاهد تصاویر احسن القصص قران کریم با عنوان یوسف پیامبر بهکارگردانی
مجدد او بر صفحه تی وی هستیم خوشبختانه یوسف پیامبر نیز با این وضعیت فعلی توانسته است نظر عموم تماشگرانبخصوص
قشرهای سنتی و مذهبی و همچنین نوجوانان و جوانان را به خود جلب نماید ما هم اکنون با قصه ایی روبرو هستیم که درطول
تاریخ مورد مطالعه نسل ها قرار گرفته و هر یک تصوراتی برای خود ترسیم کرده اند طبیعی است حال که با اثری تصویریروبرو
شده اند تصاویر موجود را با ذهنیت های خود مقایسه می کنند و به قضاوت می پردازند در این شرایط ساخت چنین اثریبسیار
مشکل و سخت است و پاسخگویی به نیاز میلیون ها مخاطب تلاش بی وقفه و همه جانبه ایی را می پذیرد که امیدوار بودیم درسریال
یوسف پیامبر از این زاویه بیشتر دقت می شد که نتوانست آن باید و شایدها را برآورده کند گارگردان در گفته هایش گفته بودمی
خواهد سریالی بسازد که فراتر از سطح سریال سازی در ایران باشد و در سطح جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد در سطحسریال
سازی ایرانی که نبود هیچ تصاویر بازیگران را هم به طور کلی خراب کرده بود اگر گذاشته بود مصطفی زمانی بازیگرنقش
یوسف با چهره خودش که چشمانی سبز رنگ داشت گریمش میکردند و بازی میکرد بهتر نبود؟او از یوسف یک تمثال ایرانیساخته
بود آیا کسی که می خواهد در سطح جهانی کار کند باید چنین اندیشه ایی داشته باشد که بازیگران را در کار تاریخی به این بزرگی
ادامه مطلب را دنبال کنید..........
افسانه جومونگ پر از خوبی و زشتی اندیشه ها، عواطف و غرایز انسانی، عشق، كینه، فداكاری، خیانت، حسادت است كه در سكانس های گوناگون شاهد آن هستید.
در این سریال نمادهایی از شخصیت و تیپ های مثبت و منفی به چشم می خورد كه هر یك نشان گر یكی از ویژگی های انسانی است.
این سریال زمینه های گوناگونی را برای جذب و اثرگذاری روی مخاطب عام دارد. به همین دلیل است كه در طول پخش ۸۱ قسمت در كره جنوبی، پرطرف دارترین تماشاگران را داشت.
تعدد و تنوع شخصیت و تیپ ها و تضاد و گره افكنی های طراحی شده به گونه ای است كه بیننده تا روشن شدن نتیجه نهایی وقایع و رویدادها را دنبال می كند. تضاد و تنش های جومونگ سبب جذابیت عمیق وی شده ا ست. .....
حتما ادامه مطلب را دنبال کنید................
برای نوشتن از پرستاران زمان مناسبی است پرستاران که سال هاست هر هفته روی آنتن می رود یکی از بهترین نمونه ها از آن گونه مجموعه سازی برای
تلویزیون است یک مجموعه داستانی تلویزیونی با قسمت های بی شمار که مخاطب خود را مدت ها با خود همراهی می کند در پرستاران تمرکز بر روی همان
استقلال قسمت هاست و ارتباط آنها با هم در کلیت داستان چندان پررنگ نیست طوری که از دست دادن چند قسمت از مجموعه مانعی برای قسمت های دیگر آن
باشد پرستاران بروشنی در راستای آگاهی جمعی ساخته شده و سیر روایی داستان طوری شکل گرفته که متکی بر اطلاعات تخصصی پزشکی باشد
پرستاران نمی خواهد فقط یک داستان معمولی باشد در یک موقعیت متفاوت بلکه همین عنایات ویژه به اطلاعات پزشکی است که بیش از هر چیز متمایزش
می کند پرستاران قرار است دنیای پزشکی را آن طور که هست به تصویر بکشد و مخاطب را به تجربه ایی وادارد که ظاهرا تا برایش پیش نیاید قادر به درک
آن نیست و پایش به بیمارستان کشیده شود و بستری شدن و تحت درمان قرار گرفتن و دمخور بودن با قشری از جامعه به نام پرستار را تجربه کند
به عبارتی تقابل میان میل و وظیفه چیزی شبیه همان موقعیت عشق و وظیفه که منشا شکل گیری بسیاری از ایده های داستانی عاشقانه در سینما و تلویزیون
بوده هست و خواهد بود از ویژگی های مهم پرستاران شحصیت پردازی است تنوع شخصیت ها به گونه ایی است که راه را برای هر جانبداری یک طرفه
می بندد در همان بخشی که این اتفاقات غیر مسوولانه رخ داده پزشکی داریم که رابطه ایی ویژه با بیمارانش دارد به آنها به عنوان مشتری نگاه نمی کند و احساس
وظیفه اش در قبال بیماران از درون او می جوشد صحنه ایی که این پزشک با کودک بیمارش در سریال پرستاران صحبت های صمیمانه می زد یاد آور صحنه ایی از سریال روزگار قریب بود که دکتر محمد قریب را در حال دلجویی صمیمانه از کودک بیمارش می دیدیم از طرفی همین پزشک جایی به شوخی از خودش
تعریف می کند و خود را پزشک خوبی معرفی می کند و با این دست پیش گرفتن پیش داوری های احتمالی درباره جانبداری سریال را به طور کامل از میان
می برد مجموعه پرستاران موضوعی جهانی را مورد توجه قرار داده است و چه بسا یکی از دلایل مهم موفقیتش در جذب مخاطب همین باشد.
نوشته شده توسط: سجاد طواف
همواره
سریال
های پلیسی سری جدید مجموعه تلویزیونی بازرس لسکو که از شبکه اول سیما پخش شد مجموعه ایی که با قصه هایگوناگون
توانسته بود مخاطبان گوناگونی را به خود اختصاص دهد برای این مجموعه پلیسی میبایست چندین مولفه را بر شمرد نخستداستان
آن است قصه کمیسر لسکو با توجه به اینکه ...........حتما ادامه مطلبرا دنبال کنید.........

با کندوکاو اعمال جان بوگو وهمچنین جانگهوا ویومام نکته ایی که به عنوان لایه زیرین تر مضمون آشکار خواهد گشت آن که انسان به هر میزان به رویارویی
با سختی های زندگی و محیط پیرامونی اش می پردازد به همان اندازه خواهد توانست با صیقل کردن روح و اندیشه اش به درک عمیق تری از شعور باطنی و
خود آگاهی انسانی دست یابد جان بوگو که روزگار را در مقطع نخست زندگی اش با آمیزه ایی از سردرگمی وکینه ایی که از بانو جمی در دل و روح خود
می پروراند وپس از تحمل رنج وطی مراحلی با راهنمایی ارباب سول می کوشید خرد را در روابطش و منش فردی و اجتماعی خویش حاکم گرداند همین
تعالی فکری و روحی به گونه ایی دیگر در جانگهوا جلوه گر می شود آن گاه که او تصمیم میگرد در برابر دو عاشق خود کسی را برگریند که اگر چه شیفته اش
بود اما ملاک های مطلوب برای همسری را نداشت او با این موضوع می خواست نمود زیباتری از عشق واقعی و آسمانی اش را به خاطر علاقه وافری گه به
گونک بوک داشت ونمی خواست که خطری عشقش را تهدید کند واو را در بالاترین جایگاه ببیند به ناچار تن به خواسته ایی که اصلا موافق میلش نبود در داد
در این روزگار چه کسی است که چنین فداکاری در برابر معشوقش از خود نشان دهد که واقعا جانگهوا آن عشق آسمانی را در یافته بود و به عشق پاک زمینی تبدیل کرده بود اثر گذاری مفاهیم ارزشی وانسانی سریال بیش از هر عامل دیگری مدیون پرداخت هنری جذاب آن در ابعاد گوناگون بویه فیلم نامه است پردازش
شخصیتها آن چنان جذابیتی دارد که مخاطب را به فرجام هر یک ازآنها علاقه مند می کند یکی از دلایل درخشش شخصیتها را باید اجتناب از سادگی و پرداخت
به مسائل اصلی دانست که در هر قسمت خط اصلی داستان را روایت می کرد و بیهوده کاری نداشت که انصافا کارگردان محترمش بسیار خوب از عهده این کار
برآمده بود در میان شخصیت های اصلی شاهد نمایش تضاد های گوناگونی هستیم که تعدد و عمق همزمانی شان باعث شده عمیق و جذاب به نظر آیند
جان بوگو از دوران نوجوانی دردرون خود سرگشتگی را تجربه مینماید ضمن آن که نسبت به قاتلان پدرش کینه ایی شدید پیدا می کند از سویی دیگر با برخورد
با جانگهوا شعله های عشق در او آشکار می گردد در همان حال تنفر او را از نظام برده داری و محیط سیاسی و اجتماعی پیرامونش نظاره گریم مبینیم که
این چیدمان ها چقدر خلاقانه درکنار یکدیگر و به طرز هنرمندانه ایی در کنا یکدیگر آرایش شده اند که مخاطب با وی همذات پنداری می کند همین قاعده و الگو
به جانگهوا و یومام نیز اختصاص دارد آنچه به جانگهوا دختر ساده کم حرف و زیبا اما مودب و با هوش جذابیت می دهد افزون بر این امتیازهایش و محصور شدن
در محیطی آلوده و مناسبات غیر انسانی تضادهای درونی است که در ارتباط با چگونگی رفتارش با دو دلباخته خود دارد یومام نیز شخصیت تاثیر گذارش
را با پیروی از این خصوصیت شکل میدهد او استعداد و توانمندی های جان بوگو را دارد زندگی اش مشابه وی بوده سختی های ایام از مرگ مادرش به هنگام
بردگی گرفته تا همراهی با اربابی ظالم و مهمتر از همه از دست دادن دختری که به دلیل مشابهت با مادرش او را بسیار دوست می داشت از وی فردی ساخته بود
که قابلیت تعالی و کمال را داشت تضاد های متنوع درونی او و رویارویی گاه و بیگاهش با جان بوگو به علت حسادت و سواستفاده ارباب لی با وجود علاقه ایی
که او به یومام داشت مخاطب را نسبت به شخصیت او علاقه مند می کرد سریال شخصیت های دیگری هم دارد مثل ارباب سول و بانو جمی کثرت چنین افرادی
ابعاد بیشتری از خصوصیات مثبت و منفی آدمی را منعکس می کند وامکان دستیابی به ظرفیت های عمیق تر حسی و فکری انسانی فراهم تر می شود
این سریال ترسیم کننده جدیت و مجاهدت های انسان هایی است که در فضایی سنتی با پنجه در پنجه افکندن با تقدیر و سرنوشتی که دیگران برای آنها رقم
زده اند تلاش دارند با زدودن حسادت ها و کینه ها دنیایی مالامال از عشق و تکریم ارزش های تعالی بخش را برای دنیایی مدرن به ارمغان آورند.
نوشته شده توسطسجاد طواف
درامی عاشقانه به همراه حادثه پردازی امپراطور دریا را در موقعیتی قرار داده است تا از آنتن شبکه سوم سیما رویاروی مخاطبان غالبا جوان جلوه افکنی کند
این سریال تاریخی که در سال ۲۰۰۴از شبکه کره جنوبی و در پنجاه و یک قسمت تولید شده و داستان زندگی یکی از چهره های تاریخی مشهور کره جنوبی را نقل
می کند که در این سریال گونگ بوک نامیده می شود گونگ بوک یک برده به دنیا آمد ولی با تلاش و مقاومت خود را به بالاترین مقام جامعه شیلا می رساند
امپراطور دریا داستان سر راستی دارد نوجوانی بعد از کشته شدن والدینش به وسیله بانو جمی که زنی ظالم است خریداری می شود به دلیل برخورداری از
مهارت های جنگی و رزمی او و دوستانش جانگ میونگ و موچانگ در اختیار ارباب جو قرار می گیرند با قهرمان شدن جانگ بوگو در نبرد گلادیاتورها
ارباب سول پیانگ تمایلش را برای خرید او اعلام می کند از آن پس است که با هدایت وی پله های پیشرفت را یک پس از دیگری طی می کند
گستردگی وتنوع مضامین امپراطور دریا به وجود آورنده تصورات وبرداشت های گوناگونی است از جهتی می توان موضوع را تقدیر و سرنوشت دانست
وقایع واتفاقاتی که خارج از اراده آدمی به وقوع می پیوندند و به هر یک از افراد موقعیت ورفتارهایی را می دهد که در شخصیت های این اثر هم می بینیم
و می توان زندگی جانگ بوگو و یومام را از همین منظر نگریست سختی ها و مشکلات محیط ونحوه رفتار دوستان و افراد پیرامونی هر یک از آنها را با
وجود نقاط اشتراک قابل توجهی که دارند با فرجام متفاوتی روبه رو می کند به راستی اگر در مسیر یومام نیز همچون جانگ بوگو هدایتگری مانند ارباب سول
قرار می گرفت آیا او نیز سرانجام نیکوتری نمی یافت ؟حالا بیایید از زاویه های دیگری به درونمایه داستان بنگریم درونمایه ایی از داستان که می توان به یقین
آن را عشق دانست عشقی که فرا آسمانی بود و به شخصیت اصلی روایت جان بوگو انگیزه می دهد تا با تمسک به آن امیدوارانه از سنگلاخ ها وموانع بگذرد
وپیروزی وموفقیت را در آغوش بگیرد اگر بخواهیم از دیدی کلی تر به این مقوله بنگریم می شود زمینه وتم داستان را نکو داشت ارزش های نیک وکمال جویانه
انسانی تلقی کرد زمانی که ارباب سول گونک بوک را خریده نامش را به جان بوگو تغییر می دهد وی را مورد خطاب قرار داده می گوید سعی کن کینه را از
وجودت پاک کنی وبا پیشرفت بانو جمی را پایین بکشی همین رویکرد را در رفتار جانگهوا از جمله هنگام اتخاذ تصمیم نهایی اش پیرامون مثلث عشقی ای که
حول شخصیتش ایجاد شده بود را به وضوح می توان دید ادامه دارد... نوشته شده توسط:سجاد طواف
سریال امپراطور دریا از آغاز نمایشش در قاب تلویزیون هواخواهان انبوهی یافت این هواداری بیش از هرعلتی نمایشگر قدرت و قوت اثر گذاری مفاهیم و ارزش هایی است که در ساختار روایتی وتصویری خلاقانه ایی سامان پذیرفته است با تماشای چنین تولیداتی در میابیم که مضامینی نظیر عشق امید داشتن قدرت و مال طلبی های زیاده از حد وغیر اخلاقی نیاز و مسئله مشترک همه انسانها چه می خواهد که از هر سرزمین قومیت و فرهنگی است ودر این میان بیگانه و متفاوت بودن کشورها پوشش و گویشها نمی توانند مانعی جدی برای برقراری ارتباط با اثر هنری جدی و عمیق باشد چرا باید مضامینی مثل عشق که مشترک همه انسان ها وکشورها می باشد اینقدر در نوع گفتن و بیان کردنش
با هم متفاوت باشد شاید ما نوع بیان کردنش را بلد نیستیم و باید مثل مربیان خارجی که به ایران می آوریم از کارگردان های خارجی استفاده کنیم و بیایند تجربیاتشان را به ما هم بدهند به طور مثال ما در سریالها یا فیلم های ایرانی نه در همه فیلم یا سریال ها می بینیم که از ابراز کردن عشق شان به همدیگر
طفره میروند یا نهایتا هم وقتی بخواهند احساساتشان را بیان کنند ادای عشق را در می آورند که اصلا برای بیننده قابل درک نیست درست است که در کشور
ما خطوط قرمزهای زیادی وجود دارد اما ما که نمی خواهیم مثل سریال ها یا فیلم های خارجی رفتار کنند عشق مفهوم مقدسی است که نباید بازیچه دست
کارگردانان نابلد و به خصوص نابازیگرانی که به اصطلاح خودشان را هم حرفه ایی می دانند شود !اصلا زور که نیست وقتی نمی توانند بازی کنند یا لازم
نیست سریالهای عاشقی بسازند همین قدر که در کتاب ها ماجراهای عاشقی زیادی وجود دارد بس است مثل شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون وجود دارد
کافی است خیلی راحت می توانند به مسائل دیگری بپردازند به طور مثال از این دست از عشق های الکی را زیاد در سریال های ایرانی دیدیم حالا بیایید
همین عشق واقعی را در سریال های خارجی مثل سریال امپراطور دریا ببینیم که چقدر راحت عشقشان را به هم ابراز می کنند دوری های عاشق و معشوق
از همدیگر چقدر خوب به تصویر کشیده می شود گریه های آنها برای همدیگر تحمل سختیها تمام این ها باعث می شود که احساس شود اصلا سریال نمی بینیم
و داریم یک حادثه واقعی را تماشا می کنیم وبرای بیننده تمام این صحنه ها ملموس می شود وبا آنها احساس هم ذات پنداری هم می کند که نمونه قابل توجه آن
در سریال امپراطور دریا و یانگوم به خوبی نمایش داده شد.
واقعا نمی دانم صنعت سریال وفیلم سازی ما تا کی می خواهد در جای خود درجا بزند یا اینکه خودشان نمی خواهند کاری کنند یا اینکه اجازه چنین کارهایی
بهشان داده نمیشود مشکل کجاست؟ به طور مثال ما حتی حاضر نیستیم در سریال هایمان از آهنگ های درست و حسابی استفاده کنیم که بیننده تحت تاثیر
آن قرار بگیرد یا اینکه اصلا آهنگ هایمان با متن سریال هم خوانی ندارند ولی در سریال امپراطور دریا برای هر بازیگر اصلی شان یک تم جداگانه
در نظر می گیرند که در صحنه های حساس ویا عاطفی شان و صحنه برخورد عاشق ومعشوق با هم از آن آهنگ ها استفاده می کنند که بعضی از این
آهنگ ها اگر ممنوعیت نداشته باشند پخش می شود وبقیه را سانسور می کنند
ما به جای اینکه بیاییم به حل مسئله یا معضل آن بپردازیم بر عکس می آییم صورت مسئله را پاک می کنیم که اصلا هیچ کمکی به ما نمی کند
نوشته شده توسط سجاد طواف

نوشتن یه مقدار سخته ولی خوب اون ذهنیات و نظراتی که در ذهنم وول می خورن رو می نویسم:
یه مدتیه تقریبا حدود سه ساله از کشورما و صدا و سیمای جمهوری اسلامی شاهد پخش سریالهای کره ایی هستیم واز آنروزی شروع شد که سریال یانگوم جمعه
شبها از آنتن شبکه دوم سیما شروع به پخش شد سریالهای کره ایی معمولا هم از نظر قسمت و تایم سریال طولانی هستند ولی در عین طولانی بودنشان اصلا بیننده را خسته و دلزده نمی کنند دلیل این همه استقبال و طرفداران پروپا قرصی که در ایران پیدا کرده اند چیست ؟آیا نوع نمایش آن است؟ از فیلم نامه ای قوی برخوردارند؟ یا نوع بازی بازیگرانشان با بازیگران ایرانی فرق دارد ؟یا اینکه واقعا برای بیننده یا مخاطبشان ارزش قائلند؟ چرا باید سریالهای کره ایی در کشورهای اروپایی و آمریکایی پخش شود و این همه بیننده داشته اما سریالهای ایرانی نه همه سریالها در خود ایران هم کسی حاضر به تماشا
کردنشان نیست چه برسد به اینکه در اروپا یا آمریکا پخش شود در صورتی که تعداد قسمتهای سریالهای ایرانی نصف قسمتهای سریالهای کره ایی هم نمی شوند ولی مثلا سریالی مثل یانگوم و امپراطور دریا که حدودا بیش از پنجاه قسمت هم بودند همه را پای تلویزیون میخ کوب میکرد ومردم چه در پارک ویا منزل بودند همه با هم سریال را میدیدند خوب دیدید که سریال امپراطور دریا هم چقدر در ایران از استقبال عمومی برخوردار شد سریال امپراطور دریا از آغاز نمایشش در قاب تلویزیون هواخواهان انبوهی یافت این هواداری بیش از هرعلتی نمایشگر قدرت و قوت اثر گذاری مفاهیم و ارزش هایی است که در ساختار روایتی وتصویری خلاقانه ایی سامان پذیرفته است با تماشای چنین تولیداتی در میابیم که مضامینی نظیر عشق امید داشتن قدرت و مال طلبی های زیاده از حد وغیر اخلاقی نیاز و مسئله مشترک همه انسانها چه می خواهد که از هر سرزمین قومیت و فرهنگی است ودر این میان بیگانه و متفاوت بودن کشورها پوشش و گویشها نمی توانند مانعی جدی برای برقراری ارتباط با اثر هنری جدی و عمیق باشد. ادامه دارد.....
نوشته شده توسط:سجاد طواف